اعلاميه‌ اسلامي‌ حقوق‌ بشر

 (مصوب‌ 14 محرم‌ 1411 قمري‌ مطابق‌ با 15 مرداد 1369 شمسي‌)

 اجلاس‌ وزراي‌ امور خارجه‌ سازمان‌ كنفرانس‌ اسلامي‌ در قاهره‌(26)

 

 "يا ايها الناس‌ انا خلقناكم‌ من‌ ذكر و انثي‌ و جعلناكم‌ شعوبا و قبائل‌ لتعارفوا ان‌ اكرمكم‌ عندالله‌ اتقاكم‌" (قرآن‌ كريم‌)

 دولت هاي‌ عضو سازمان‌ كنفرانس‌ اسلامي‌با ايمان‌ به‌ الله‌ پروردگار جهانيان‌ و آفريدگار كائنات‌ و بخشنده‌ نعمتها، خداوندي‌ كه‌ انسان‌ را به‌ بهترين‌ وجه‌ آفريد و به‌ او حيثيت‌ داده‌ و وي‌ را خليفه‌ خود در زمين‌ گرداند، خداوندي‌ كه‌ آباداني‌ و اصلاح‌ زمين‌ را بر عهده‌ بشر گذارده‌ و امانت‌ تكاليف‌ الهي‌ را بر گردن‌ او نهاده‌ و آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ همگي‌ را تحت‌ تصرف‌ وي‌ قرار داد و با تصديق‌ رسالت‌ محمد (ص‌) كه‌ خداوند ايشان‌ را به‌ هدايت‌ و آئين‌ راستين‌ فرستاده‌ و وي‌ را رحمتي‌ براي‌ جهانيان‌، و آزادگري‌ براي‌ بردگان‌ و شكننده‌اي‌ براي‌ طاغوت‌ها و مستكبران‌ گردانيده‌ است‌، پيامبري‌ كه‌ برابري‌ را ميان‌ همه‌ بشريت‌ اعلام‌ نموده‌ و هيچ‌ اولويتي‌ براي‌ كسي‌ بر ديگري‌ جز در تقوي‌ قائل‌ نشده‌، و فاصله‌ و اكراه‌ را از ميان‌ مردم‌ برچيد، مردمي‌كه‌ خداوند آنانرا از روح‌ واحد آفريده‌ است‌.

 و با در نظر گرفتن‌ عقيده‌ توحيد ناب‌ كه‌ ساختار اسلام‌ بر پايه‌ آن‌ استوار شده‌ است‌، عقيده‌اي‌ كه‌ بشريت‌ را فراخواند تا جز خدا كسي‌ را پرستش‌ نكرده‌ و شريكي‌ براي‌ او قائل‌ نشوند و احدي‌ را بعنوان‌ خدا به‌ جاي‌ الله‌ نگيرند، عقيده‌اي‌ كه‌ پايه‌ راستين‌ آزادي‌ مسئولانه‌ بشريت‌ و حيثيت‌ آنان‌ را پي‌ريزي‌ كرده‌ و رهائي‌ انسان‌ از بردگي‌ را اعلان‌ نموده‌ است‌.

 و از براي‌ تحقق‌، آن‌ چيزهايي‌ كه‌ در شريعت‌ جاودان‌ اسلامي‌ آمده‌ است‌ از جمله‌ پاسداري‌ از دين‌ و جان‌ و خرد و ناموس‌ و مال‌ و نسل‌، و ديگر امتيازات‌ چون‌ جامعيت‌ و ميانه‌روي‌ در كليه‌ مواضع‌ و احكام‌، اين‌ شريعت‌ معنويات‌ و ماده‌ را با هم‌ آميخت‌ و عقل‌ و قلب‌ را هماهنگ‌ ساخت‌ و ميان‌ حقوق‌ و وظائف‌ موازنه‌ بوجود آورد و بين‌ حرمت‌ فرد و مصلحت‌ عمومي‌ تلفيقاتي‌ بوجود آورد و معيارهاي‌ قسط‌ را ميان‌ طرفهاي‌ ذيربط‌ برقرار كرد تا اين‌ كه‌ نه‌ طغياني‌ باشد و نه‌ زياني‌.

 ضمن‌ تأكيد بر نقش‌ تمدني‌ و تاريخي‌ امت‌ اسلامي‌ كه‌ خداوند آنرا بهترين‌ امت‌ برگزيد تا اين‌ امت‌ يك‌ تمدن‌ جهاني‌ همگون‌ را به‌ بشريت‌ تقديم‌ نمايد، تمدني‌ كه‌ مي‌تواند دنيا را به‌ آخرت‌ ربط‌ داده‌ و علم‌ و ايمان‌ را بهم‌ بپيوندد. لذا از چنين‌ امتي‌ امروزه‌ مي‌رود كه‌ به‌ هدايت‌ بشريت‌ گمراه‌ در امواج‌ و مسلك‌هايي‌ كه‌ در حال‌ رقابت‌ متضاد هستند اقدام‌ نموده‌ و راه‌حلهايي‌ براي‌ مشكلات‌ مزمن‌ تمدن‌ مادي‌ ارائه‌ دهد.

 و به‌ جهت‌ ايفاي‌ سهم‌ خود در تلاشهاي‌ بشري‌ كه‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر است‌ ـ حقوقي‌ ـ كه‌ هدفش‌ حمايت‌ بشر در مقابل‌ بهره‌كشي‌ و ظلم‌ بوده‌ و تأكيد بر آزادي‌ و حقوق‌ او در حيات‌ شرافتمندانه‌اي‌ دارد كه‌ با شريعت‌ اسلامي‌ هماهنگ‌ است‌.

 با اعتقاد به‌ اين‌ كه‌ بشريتي‌ كه‌ به‌ بالاترين‌ درجات‌ علم‌ مادي‌ رسيده‌ است‌، پيوسته‌ و در هر زمان‌ نيازمند تكيه‌ گاهي‌ ايماني‌ جهت‌ پاسداري‌ از تمدن‌ خود و عامل‌ حمايت‌ كننده‌ از حقوق‌ خويش‌ مي‌باشد.

 و با ايمان‌ به‌ اين‌ كه‌ حقوق‌ اساسي‌ و آزاديهاي‌ عمومي‌ در اسلام‌ جزئي‌ از دين‌ مسلمين‌ است‌، پس‌ هيچ‌ احدي‌ به‌ طور اصولي‌ حق‌ متوقف‌ كردن‌ كلي‌ يا جزئي‌ يا زيرپا نهادن‌ يا چشم‌پوشي‌ كردن‌ از احكام‌ الهي‌، تكليفي‌ كه‌ خداوند از راه‌ كتابهاي‌ خود نازل‌      نموده‌ و خاتم‌ پيامبرانش‌ را فرستاده‌ و به‌ وسيله‌ او پايان‌ و اختتامي‌ براي‌ رسالت‌ آسماني‌ بعمل‌ آورده‌ است‌، ندارد. بنابراين‌ مراعات‌ آنها، عبادت‌ است‌ و كوتاهي‌ از آنها يا تجاوز بر آنها منكر است‌ و هر انساني‌ بطور منفرد، مسئول‌ پاسداري‌ و اجراي‌ آن‌ است‌ و امت‌ بگونه‌اي‌ هماهنگ‌ در تضمين‌ (مشترك‌) در قبال‌ آن‌، مسئوليت‌ دارد. بدين‌ جهت‌، دولتهاي‌ عضو سازمان‌ كنفرانس‌ اسلامي‌ بر اين‌ اساس‌، مواد زير را اعلام‌ مي‌نمايند.

 ماده‌ 1

 الف‌) بشر بطور كلي‌ يك‌ خانواده‌ مي‌باشند كه‌ بندگي‌ نسبت‌ به‌ خداوند و فرزندي‌ نسبت‌ به‌ آدم‌ آنها را گردآورده‌ و همه‌ مردم‌ در اصل‌ شرافت‌ انساني‌ و تكليف‌ و مسئوليت‌ برابرند بدون‌ هرگونه‌ تبعيضي‌ از لحاظ‌ نژاد، يا رنگ‌ يا جنس‌ يا اعتقاد ديني‌ يا وابستگي‌ سياسي‌ يا وضع‌ اجتماعي‌ و غيره‌.

 ضمناً عقيده‌ صحيح‌، تنها تضمين‌ براي‌ رشد اين‌ شرافت‌ از راه‌ تكامل‌ انسان‌ مي‌باشد.

 ب‌) همه‌ مخلوقات‌ به‌ منزله‌ عائله‌ خداوندي‌ هستند و محبوبترين‌ آنان‌ نزد خدا سودمندترين‌ آنان‌ به‌ همنوع‌ خود است‌. و هيچ‌ احدي‌ بر ديگري‌ برتري‌ ندارد مگر در تقوي‌ و كار نيكو.

 ماده‌ 2

 الف‌) زندگي‌ موهبتي‌ است‌ الهي‌ و حقي‌ است‌ كه‌ براي‌ هر انساني‌ تضمين‌ شده‌ است‌، و بر همه‌ افراد و جوامع‌ و حكومتها واجب‌ است‌ كه‌ از اين‌ حق‌ حمايت‌ نموده‌ و در مقابل‌ هر تجاوزي‌ عليه‌ آن‌ ايستادگي‌ كنند و جايز نيست‌ كشتن‌ هيچ‌ كس‌ بدون‌ مجوز شرعي‌.

 ب‌) استفاده‌ از وسيله‌اي‌ كه‌ منجر به‌ از بين‌ بردن‌ سرچشمه‌ بشريت‌ بطور كلي‌ يا جزئي‌ گردد، ممنوع‌ است‌.

 ج‌) پاسداري‌ از ادامه‌ زندگي‌ بشريت‌ تا هر جائيكه‌ خداوند مشيت‌ نمايد، وظيفه‌ شرعي‌ مي‌باشد.

 د) حرمت‌ جنازه‌ انسان‌ بايد حفظ‌ شود و بي‌احترامي‌ به‌ آن‌ جايز نيست‌ كمااين‌ كه‌ جايز نيست‌ لمس‌ كردن‌ آن‌ مگر با مجوز شرعي‌. و بر دولت‌ است‌ حمايت‌ از اين‌ امر.

 ماده‌ 3

 الف‌) در صورت‌ به‌ كارگيري‌ زور يا كشمكش‌هاي‌ مسلحانه‌ نبايد آناني‌ را كه‌ در آن‌ مشاركتي‌ نداشته‌اند همچون‌ پيرمردان‌ و زنان‌ و كودكان‌، را كشت‌ و هر مجروح‌ و بيماري‌ حق‌ مداوا،و اسرا حق‌ خوراك‌ و پناهگاه‌ و لباس‌ دارند. و مثله‌ كردن‌ مقتولين‌ ممنوع‌ است‌ و بايد اسرا را مبادله‌ و فيمابين‌ خانواده‌هائي‌ كه‌ اوضاع‌ جنگ‌ باعث‌ جدائي‌ آنان‌ شده‌ است‌، ديدارهائي‌ بعمل‌ آيد.

 ب‌) قطع‌ درختان‌ يا از بين‌ بردن‌ زراعت‌ و دامها يا تخريب‌ ساختمان‌ها و مؤسسات‌ كشوري‌ دشمن‌ به‌ وسيله‌ بمباران‌ يا موشك‌باران‌ وغيره‌، جايز نمي‌باشد.

 ماده‌ 4

 هر انساني‌ حرمتي‌ دارد و مي‌تواند از آوازه‌ خود در زندگي‌ يا پس‌ از مرگ‌ پاسداري‌ نمايد و دولت‌ و جامعه‌ موظف‌ است‌ كه‌ از پيكر و مدفن‌ او پاسداري‌ كند.

 ماده‌ 5

 الف‌) خانواده‌، پايه‌ ساختار جامعه‌ است‌ و زناشوئي‌ اساس‌ ايجاد آن‌ مي‌باشد، بنابراين‌ مردان‌ و زنان‌ حق‌ ازدواج‌ دارند و هيچ‌ قيد و بندي‌ كه‌ بر پايه‌ نژاد يا رنگ‌ يا قوميت‌ باشد، نمي‌تواند از اين‌ حق‌ آنان‌، جلوگيري‌ كند.

 ب‌) جامعه‌ و دولت‌ موظف‌ است‌ موانع‌ را از فراراه‌ ازدواج‌ برداشته‌ و راه‌هاي‌ آنرا آسان‌ و از خانواده‌ حمايت‌ بعمل‌ آورد.

 ماده‌ 6

 الف‌) در حيثيت‌ انسان‌، زن‌ با مرد برابر است‌ و به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ زن‌ وظايفي‌ دارد از حقوق‌ نيز برخودار است‌ و داراي‌ شخصيت‌ مدني‌ و ذمه‌ مالي‌ مستقل‌ و حق‌ حفظ‌ نام‌ و نسبت‌ خويش‌ است‌.

 ب‌) بار نفقه‌ خانواده‌ و مسئوليت‌ نگهداري‌ آن‌، از وظايف‌ مرد مي‌باشد.

 ماده‌ 7

 الف‌) هر كودكي‌ از زمان‌ تولد، حقي‌ برگردن‌ والدين‌ خويش‌ و جامعه‌ و دولت‌ در محافظت‌ دوران‌ طفوليت‌ و تربيت‌ نمودن‌ و تأمين‌ مادي‌ و بهداشتي‌ و ادبي‌ دارد. در ضمن‌ بايد از جنين‌ و مادر نگهداري‌ شود و مراقبت‌هاي‌ ويژه‌ نسبت‌ به‌ آنها مبذول‌ شود.

 ب‌) پدران‌ و كساني‌ كه‌ از نظر قانون‌ شرع‌ به‌ منزله‌ پدرانند، حق‌ انتخاب‌ نوع‌ تربيتي‌ را كه‌ براي‌ فرزندان‌ خود مي‌خواهند با مراعات‌ منافع‌ و آينده‌ آنان‌ در پرتو ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ و احكام‌ شرعي‌ دارند.

 ج‌) بر طبق‌ احكام‌ شرع‌ فرزندان‌ نسبت‌ به‌ والدين‌ خود و اقوام‌ نسبت‌ به‌ اقوام‌ خود حقوقي‌ برگردن‌ دارند.

 ماده‌ 8

 هر انساني‌ از لحاظ‌ الزام‌ و التزام‌ از يك‌ شخصيت‌ شرعي‌ برخوردار است‌ و اگر اين‌ شخصيت‌ از بين‌ رفت‌ يا مخدوش‌ گرديد، قيم‌ جاي‌ او را مي‌گيرد.

 ماده‌ 9

 الف‌) طلب‌ علم‌ يك‌ فريضه‌ است‌ و آموزش‌ يك‌ امر واجب‌ است‌ بر جامعه‌ و دولت‌، و بر دولت‌ لازم‌ است‌ كه‌ راهها و وسائل‌ آن‌ را فراهم‌ نموده‌ و متنوع‌ بودن‌ آنرا بگونه‌اي‌ كه‌ مصلحت‌ جامعه‌ را برآورد، تأمين‌ نمايد و به‌ انسان‌ فرصت‌ دهد كه‌ نسبت‌ به‌ دين‌ اسلام‌ و حقايق‌ هستي‌ معرفت‌ حاصل‌ كند و آنرا براي‌ خير بشريت‌ به‌ كار گيرد.

 ب‌) حق‌ هر انساني‌ است‌ كه‌ مؤسسات‌ تربيتي‌ و توجيهي‌ مختلف‌ از خانواده‌ و مدرسه‌ و دانشگاه‌ گرفته‌ تا دستگاه‌هاي‌ تبليغاتي‌ و غيره‌ كه‌ كوشش‌ در جهت‌ پرورش‌ ديني‌ و دنيوي‌ انسان‌ مي‌نمايد، براي‌ تربيت‌ كامل‌ و متوازن‌ او تلاش‌ كنند و شخصيتش‌ را پرورش‌ دهند بگونه‌اي‌ كه‌ ايمانش‌ به‌ خدا و احترامش‌ به‌ حقوق‌ و وظايف‌ و حمايت‌ از آن‌ فراهم‌ شود.

 ماده‌ 10

 اسلام‌ دين‌ فطرت‌ است‌، و به‌ كار گرفتن‌ هر گونه‌ اكراه‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ يا بهره‌برداري‌ از فقر يا جهل‌ انسان‌ جهت‌ تغيير اين‌ دين‌ به‌ ديني‌ ديگر يا به‌ الحاد، جايز نمي‌باشد.

 ماده‌ 11

 الف‌) انسان‌ آزاده‌ متولد مي‌شود و احدي‌ حق‌ به‌ بردگي‌ كشيدن‌ يا ذليل‌ كردن‌ يا مقهور كردن‌ يا بهره‌كشيدن‌ يا به‌ بندگي‌ كشيدن‌ او را ندارد، مگر خداي‌ تعالي‌.

 ب‌) استعمار به‌ انواع‌ گوناگونش‌ و به‌ اعتبار اين‌ كه‌ بدترين‌ نوع‌ بردگي‌ است‌، شديداً تحريم‌ مي‌شود و ملتهايي‌ كه‌ از ان‌ رنج‌ مي‌كشند حق‌ دارند از آن‌ رهائي‌ يافته‌ و سرنوشت‌ خويش‌ را تعيين‌ كنند. همه‌ دول‌ و ملل‌ نيز موظف‌اند از اين‌ گروه‌ در مبارزه‌ عليه‌ نابودي‌ هر نوع‌ استعمار و اشغال‌ ياري‌ نمايند. همه‌ ملتها نيز حق‌ حفظ‌ شخصيت‌ مستقل‌ و سلطه‌ خود بر منابع‌ و ثروتهاي‌ طبيعي‌ را دارند.

 ماده‌ 12

 هرانساني‌ برطبق‌ شريعت‌ حق‌ انتقال‌ و انتخاب‌ مكان‌ براي‌ اقامت‌ در داخل‌ يا خارج‌ كشورش‌ را دارد و در صورت‌ تحت‌ ظلم‌ قرار گرفتن‌ مي‌تواند به‌ كشور ديگري‌ پناهنده‌ شود. و بر آن‌ كشور پناهنده‌ واجب‌ است‌ كه‌ با او مداراكند تا اين‌ كه‌ پناهگاهي‌ برايش‌ فراهم‌ شود. با اين‌ شرط‌ كه‌ علت‌ پناهندگي‌ بخاطرارتكاب‌ جرم‌ طبق‌ نظر شرع‌ نباشد.

 ماده‌ 13

 كار، حقي‌ است‌ كه‌ بايد دولت‌ وجامعه‌ براي‌ هركسي‌ كه‌ قادر به‌ انجام‌ ان‌ است‌ تضمين‌ كند.و هر انساني‌ آزادي‌انتخاب‌ كار شايسته‌ را داردبه‌ گونه‌اي‌ كه‌ هم‌ مصلحت‌ خود و هم‌ مصلحت‌ جامعه‌ برآورده‌ شود. هر كارگري‌ حق‌ دارد از امنيت‌ و سلامت‌ و ديگر تامين‌هاي‌ اجتماعي‌ برخوردار باشد و نبايد او را به‌ كاري‌ كه‌ توانش‌ را ندارد واداشت‌ يا او را به‌ كاري‌ اكراه‌ نمود يا از او بهره‌كشي‌ كرد يا به‌ او زيان‌ رساند و هر كارگري‌ بدون‌ فرق‌ ميان‌ مرد و زن‌، حق‌ دارد كه‌ مزد عادلانه‌ در مقابل‌ كاري‌ كه‌ ارائه‌ مي‌كند سريعاً دريافت‌ نمايد و نيز حق‌ استفاده‌ از مرخصي‌ها و پاداش‌ها و ترفيعات‌ استحقاقي‌ را دارد و در عين‌ حال‌ موظف‌ است‌ كه‌ در كار خود اخلاص‌ و درستكاري‌ داشته‌ باشد و اگر كارگران‌ با كارفرمايان‌ اختلاف‌ پيدا كردند دولت‌ موظف‌ است‌ براي‌ حل‌ اين‌ اختلاف‌ و از بين‌ بردن‌ ظلم‌ و اعاده‌ حق‌ و پايبندي‌ به‌ عدل‌ بدون‌ اين‌ كه‌ بنفع‌ طرفي‌ عدول‌ كند، دخالت‌ نمايد.

 ماده‌ 14

 انسان‌ حق‌ دارد، كسب‌ مشروع‌ بكند، بدون‌ احتكار و فريب‌ يا زيان‌ رساندن‌ به‌ خود يا ديگران‌. و ربا شديداً ممنوع‌ مي‌باشد.

 ماده‌ 15

 الف‌) هر انساني‌ حق‌ مالك‌ شدن‌ از راه‌هاي‌ شرعي‌ را دارد و مي‌تواند از حقوق‌ مالكيت‌ بگونه‌اي‌ كه‌ به‌ خود و يا ديگران‌ و يا جامعه‌ ضرر نرساند، برخوردار باشد و نمي‌توان‌ مالكيت‌ را از كسي‌ سلب‌ كرد مگر بنابر ضرورت‌ حفظ‌ منافع‌ عمومي‌ و در مقابل‌ پرداخت‌ غرامت‌ فوري‌ و عادلانه‌.

 ب‌) مصادره‌ اموال‌ و ضبط‌ آنها ممنوع‌ است‌ مگر بر طبق‌ شرع‌.

 ماده‌ 16

 هر انساني‌ حق‌ دارد از ثمره‌ دست‌آوردهاي‌ عملي‌ و ادبي‌ يا هنري‌ يا تكنولوژيكي‌ خودسود ببرد، و حق‌ دارد از منافع‌ ادبي‌ و مالي‌ حاصله‌ از آن‌ حمايت‌ نمايد، مشروط‌ بر اين‌ كه‌ آن‌ دست‌آورد (اثر) مغاير با احكام‌ شريعت‌ نباشد.

 ماده‌ 17

 الف‌) هر انساني‌ حق‌ دارد كه‌ در يك‌ محيط‌ پاك‌ از مفاسد و بيماري‌هاي‌ اخلاقي‌ بگونه‌اي‌ كه‌ بتواند در آن‌ خود را از لحاظ‌ معنوي‌ بسازد، زندگي‌ كند، جامعه‌ و دولت‌ موظف‌اند اين‌ حق‌ را براي‌ او فراهم‌ كنند.

 ب‌) دولت‌ و جامعه‌ موظف‌ اند كه‌ براي‌ هر انساني‌ تأمين‌ بهداشتي‌ و اجتماعي‌ را از طريق‌ ايجاد مراكز عمومي‌ مورد نياز برحسب‌ امكانات‌ موجود، فراهم‌ نمايند.

 ج‌) دولت‌ مكلف‌ است‌ حق‌ هر انساني‌ را در زندگي‌ شرافتمندانه‌اي‌ كه‌ بتواند از طريق‌ آن‌ مايحتاج‌ خود و خانواده‌اش‌ را برآورده‌ سازد و شامل‌ خوراك‌ و پوشاك‌ و مسكن‌ و آموزش‌ و درمان‌ و ساير نيازهاي‌ اساسي‌ مي‌شود تضمين‌ نمايد.

 ماده‌ 18

 الف‌) هر انساني‌ حق‌ دارد كه‌ نسبت‌ به‌ جان‌ و دين‌ و خانواده‌ و ناموس‌ و مال‌ خويش‌، در آسودگي‌ زندگي‌ كند.

 ب‌) هر انسان‌ حق‌ دارد كه‌ در امور زندگي‌ خصوصي‌ خود (در مسكن‌ و خانواده‌ و مال‌ و ارتباطات‌) استقلال‌ داشته‌ باشد و جاسوسي‌ يا نظارت‌ بر او با مخدوش‌ كردن‌ حيثيت‌ او جايز نيست‌ و بايد از او در مقابل‌ هر گونه‌ دخالت‌ زورگويانه‌ در اين‌ شئون‌ حمايت‌ شود.

 ج‌) مسكن‌ در هر حالي‌ حرمت‌ دارد و نبايد بدون‌ اجازه‌ ساكنين‌ آن‌ يا بصورت‌ غيرمشروع‌ وارد آن‌ شد، و نبايد آنرا خراب‌ يا مصادره‌ كرد يا ساكنينش‌ را آواره‌ نمود.

 ماده‌ 19

 الف‌) مردم‌ در برابر شرع‌ مساوي‌ هستند. در اين‌ امر حاكم‌ و محكوم‌ نيز با هم‌ برابرند.

 ب‌) مراجعه‌ و پناه‌ بردن‌ به‌ دادگاه‌ حقي‌ است‌ كه‌ براي‌ همه‌ تضمين‌ شده‌ است‌.

 ج‌) مسئوليت‌ در اصل‌ شخصي‌ است‌.

 د) هيچ‌ جرمي‌ يا مجازاتي‌ نيست‌ مگر به‌ موجب‌ احكام‌ شريعت‌.

 ه‌) متهم‌، بي‌گناه‌ است‌ تا اين‌ كه‌ محكوميتش‌ از راه‌ محاكمه‌ عادلانه‌اي‌ كه‌ همه‌ تضمين‌ها براي‌ دفاع‌ از او فراهم‌ باشد ثابت‌ گردد.

 ماده‌ 20

 دستگيري‌ يا محدود ساختن‌ آزادي‌ يا تبعيد، يا مجازات‌ هر انساني‌ جايز نيست‌ مگر به‌ مقتضاي‌ شرع‌ و نبايد او را شكنجه‌ بدني‌ يا روحي‌ كرد يا با او بگونه‌اي‌ حقارت‌آميز يا سخت‌، يا منافي‌ حيثيت‌ انساني‌، رفتار كرد. همچنين‌ اجبار هر فردي‌ براي‌ آزمايشات‌ پزشكي‌ يا علمي‌ جايز نيست‌ مگر با رضايت‌ وي‌ و مشروط‌ بر اين‌ كه‌ سلامتي‌ و زندگي‌ او به‌ مخاطره‌ نيفتد. همچنين‌ تدوين‌ قوانين‌ استثنايي‌ كه‌ به‌ قوه‌ اجرائيه‌ چنين‌ اجازه‌اي‌ را بدهد، نيز جايز نمي‌باشد.

 ماده‌ 21

 گروگان‌گيري‌ به‌ هر شكلي‌ و بخاطر هر هدفي‌، ممنوع‌ است‌.

 ماده‌ 22

 الف‌) هر انساني‌ حق‌ دارد كه‌ نظر خود را به‌ هر شكلي‌ كه‌ مغاير با اصول‌ شرعي‌ نباشد آزادانه‌ بيان‌ دارد.

 ب‌) هر انساني‌ حق‌ دارد براي‌ خير و نهي‌ از منكر بر طبق‌ ضوابط‌ شريعت‌ اسلامي‌ دعوت‌ كند.

 ج‌) تبليغات‌ يك‌ ضرورت‌ حياتي‌ براي‌ جامعه‌ است‌ و سوء استفاده‌ و سوءاستعمال‌ آن‌ و حمله‌ به‌ مقدسات‌ و كرامت‌ انبياء يا بكارگيري‌ هر چيزي‌ كه‌ منجر به‌ ايجاد اختلال‌ در ارزش‌ها يا متشتت‌ شدن‌ جامعه‌ يا زيان‌ يا متلاشي‌ شدن‌ اعتقاد شود، ممنوع‌ است‌.

 د) برانگيختن‌ احساسات‌ قومي‌ يا مذهبي‌ و يا هر چيزي‌ كه‌ منجر به‌ برانگيختن‌ هر نوع‌ حس‌ تبعيض‌ نژادي‌ گردد، جايز نيست‌.

 ماده‌ 23

 الف‌) ولايت‌ امانتي‌ است‌ كه‌ استبداد يا سوءاستفاده‌ از آن‌ شديداً ممنوع‌ مي‌باشد، زيراكه‌ حقوق‌ اساسي‌ از اين‌ راه‌ تضمين‌ مي‌شود.

 ب‌) هر انساني‌ حق‌ دارد در اداره‌ امور عمومي‌ كشور خود بطور مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ شركت‌ نمايد. همچنين‌ او مي‌تواند پست‌هاي‌ عمومي‌ را بر طبق‌ احكام‌ شريعت‌ متصدي‌ شود.

 ماده‌ 24

 كليه‌ حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ مذكور در اين‌ سند، مشروط‌ به‌ مطابقت‌ با احكام‌ شريعت‌ اسلامي‌ مي‌باشد.

 ماده‌ 25

 شريعت‌ اسلامي‌ تنها مرجع‌ براي‌ تفسير يا توضيح‌ هر ماده‌ از مواد اين‌ اعلاميه‌ مي‌باشد.