اعلاميه‌ كنفرانس‌ جهاني‌ تغذيه‌، رم‌

 مصوب‌ دسامبر 1992 (31)

 1) ما، وزراء و نمايندگان‌ تام‌الاختيار 159 كشور و جامعه‌ اقتصادي‌ اروپا، در كنفرانس‌ بين‌المللي‌ تغذيه‌ كه‌ در ماه‌ دسامبر 1992 در رم‌ تشكيل‌ گرديده‌، عزم‌ راسخ‌ خود را در راه‌ از بين‌ بردن‌ گرسنگي‌ و كاستن‌ از سوء تغذيه‌ به‌ اشكال‌ گوناگون‌ آن‌ اعلام‌ مي‌داريم‌. گرسنگي‌ و سوءتغذيه‌ در دنيايي‌ كه‌ دانش‌ و معلومات‌ و منابع‌ لازم‌ جهت‌ پايان‌ دادن‌ به‌ اين‌ فاجعه‌ بشري‌ را در اختيار دارد امري‌ است‌ غيرقابل‌ قبول‌. ما مي‌دانيم‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ غذاي‌ سالم‌ و كافي‌ مبتني‌ بر علم‌ تغذيه‌ حق‌ هر انساني‌ است‌. ما مي‌دانيم‌ كه‌ در جهان‌، غذاي‌ كافي‌ براي‌ تغذيه‌ همگان‌ وجود دارد و مشكل‌ اصلي‌ تغذيه‌ در حقيقت‌ عدم‌ دستيابي‌ برابر به‌ مواد غذايي‌ است‌. با درنظر داشتن‌ حق‌ انسان‌ها در دستيابي‌ به‌ شرايط‌ كافي‌ زندگي‌، منجمله‌، دسترسي‌ به‌ غذاي‌ كافي‌، كه‌ در اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر آمده‌ است‌، تمام‌ مساعي‌ خود را در تلاشي‌ يكپارچه‌ براي‌ تحقق‌ بخشيدن‌ به‌ رهايي‌ از گرسنگي‌ به‌ كار خواهيم‌ گرفت‌. و نيز اعلام‌ مي‌داريم‌ براي‌ دوام‌ و بقاي‌ تغذيه‌ بدون‌ دغدغه‌ همگان‌، در دنياي‌ توأم‌ با صلح‌ و آرامش‌، دنيايي‌ مبتني‌ بر برابري‌ و مساوات‌ و محيطي‌ اطمينان‌ بخش‌ فروگذار ننماييم‌.

 2) علي‌رغم‌ پيشرفت‌هاي‌ چشمگيري‌ كه‌ در سطح‌ جهاني‌ در مورد افزايش‌ طول‌ عمر، سوادآموزي‌ بزرگسالان‌، و نيز در مورد وضعيت‌ تغذيه‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، همگي‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ نگران‌ كننده‌ غيرقابل‌ قبول‌ واقفيم‌ كه‌ 870 ميليون‌ نفر در كشورهاي‌ در حال‌ رشد يعني‌ 20 درصد جمعيت‌ اين‌ كشورها ـ هنوز هم‌ از دسترسي‌ به‌ غذاي‌ كافي‌ كه‌ براساس‌ برنامه‌ تغذيه‌ سالم‌ جوابگوي‌ نيازهاي‌ روزانه‌ آنان‌ باشد محرومند.

 3) ما به‌ خصوص‌ از اين‌ كه‌ مي‌بينيم‌ بسياري‌ از كودكان‌ زير پنج‌ سال‌ در بخش‌هايي‌ از آفريقا، آسيا، آمريكاي‌ لاتين‌، و كارائيب‌ از سوء تغذيه‌ رنج‌ مي‌برند متأسف‌ و نگرانيم‌. علاوه‌ بر آن‌، بيش‌ از 2 ميليون‌ نفر از مردم‌ كه‌ اكثر آنان‌ را زنان‌ و كودكان‌ تشكيل‌ مي‌دهند از كمبود يك‌ يا چند عنصر لازم‌ در ماده‌ غذايي‌ در رنجند. بدين‌ معني‌ كه‌ نوزادان‌ همچنان‌ به‌ لحاظ‌ كمبود يد، با ابتلاء به‌ عقب‌ افتادگي‌ به‌ دنيا مي‌آيند، كودكان‌ به‌ سبب‌ كمبود ويتامين‌  A  بينايي‌ خود را از دست‌ مي‌دهند و مي‌ميرند، و زنان‌ و كودكان‌ بيشماري‌ از اثرات‌ سوء كمبود آهن‌ رنج‌ مي‌برند. صدها ميليون‌ نفر از افراد بشر نيز با بيماري‌هاي‌ مسري‌ و غيرمسري‌ دست‌ به‌ گريبانند كه‌ منشأ آنها را آب‌ و غذاي‌ آلوده‌ تشكيل‌ مي‌دهد. در عين‌ حال‌، چه‌ در كشورهاي‌ پيشرفته‌، و چه‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، بيماري‌هاي‌ غيرمسري‌ مزمني‌ وجود دارند كه‌ به‌ مصرف‌ بيش‌ از اندازه‌ و نامتعادل‌ مواد غذايي‌ مربوط‌ مي‌شود و اغلب‌ به‌ مرگ‌ و مير زودرس‌ مي‌انجامد.

 4) ما از سازمان‌ ملل‌متحد مي‌خواهيم‌ ضرورت‌ توجه‌ فوري‌ به‌ اعلام‌ دهه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ "دهه‌ بين‌المللي‌ غذا و تغذيه‌" را در چهارچوب‌ منابع‌ موجود، به‌ منظور تأكيد بخشيدن‌ بر نيل‌ به‌ اهداف‌ اعلاميه‌ حاضر، مورد مداقه‌ و توجه‌ قرار دهد. اين‌ مطلب‌ مستلزم‌ عنايت‌ خاص‌ به‌ مسائل‌ غذا و تغذيه‌ در آفريقا، آسيا، آمريكاي‌ جنوبي‌ و كارائيب‌ مي‌باشد.

 5) ما معتقديم‌ كه‌ فقر و فقدان‌ تعليم‌ و تربيت‌ كه‌ اغلب‌ زائيده‌ اثرات‌ توسعه‌ نيافتگي‌ است‌ علل‌ اصلي‌ گرسنگي‌ و عدم‌ وجود تغذيه‌ كافي‌ مي‌باشد. در اكثر جوامع‌ به‌ افراد فقيري‌ برخورد مي‌كنيم‌ كه‌ از دستيابي‌ به‌ بهداشت‌، آب‌ سالم‌، غذاي‌ كافي‌، خدمات‌ بهداشتي‌ و تعليم‌ و تربيت‌ كه‌ عناصر اوليه‌ تغذيه‌ سالم‌ را تشكيل‌ مي‌دهند محرومند.

 6) ما شديداً معتقديم‌ كه‌ برنامه‌ها و سياست‌هاي‌ توسعه‌، به‌ بهبود شرايط‌ زندگي‌ انسان‌ها خواهد انجاميد. چنين‌ برنامه‌هايي‌ ما را در فائق‌ آمدن‌ بر مشكلات‌ محيطي‌ كمك‌ كرده‌ و بهبود تغذيه‌ و بهداشت‌ نسل‌هاي‌ كنوني‌ و آينده‌ را همراه‌ خواهد داشت‌. در اين‌  زمينه‌، نقش‌هاي‌ چندگانه‌ كشاورزي‌، به‌ ويژه‌ با توجه‌ به‌ تأمين‌ غذا، تغذيه‌ و حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌، از اهميت‌ خاصي‌ برخوردار است‌. بنابراين‌ لازم‌ است‌ براي‌ دستيابي‌ و حفظ‌ تعادل‌ فيمابين‌ جمعيت‌ و منابع‌ موجود و نيز حفظ‌ تعادل‌ بين‌ مناطق‌ شهري‌ و روستايي‌، برنامه‌هاي‌ منسجمي‌ در زمينه‌هاي‌ كشاورزي‌، دامپروري‌، صيد و شيلات‌، غذا، تغذيه‌، بهداشت‌، تعليم‌ و تربيت‌، جمعيت‌، محيط‌، اقتصاد و خط‌مشي‌هاي‌ اجتماعي‌ را در سطوح‌ خانواده‌ و جامعه‌، و در سطوح‌ ملي‌ و بين‌المللي‌ به‌ اجرا درآوريم‌.

 7) كندي‌ در پيشرفت‌ حل‌ مشكلات‌ تغذيه‌، نشانگر اين‌ واقعيت‌ است‌ كه‌ در بسياري‌ از كشورها، منابع‌ مالي‌ و انساني‌، توانايي‌ سازماني‌ و جديتي‌ كه‌ براي‌ پياده‌ كردن‌ خط‌مشي‌ها جهت‌ ارزيابي‌ ماهيت‌ مسائل‌ تغذيه‌اي‌، شدت‌ اين‌ مسائل‌ و عوامل‌ به‌ وجود آورنده‌ آنها، و نيز به‌ اجرا در آوردن‌ برنامه‌هاي‌ هماهنگ‌ جهت‌ فائق‌ آمدن‌ بر اين‌ مشكلات‌ ضروري‌ است‌ را در اختيار نداريم‌.

 شناخت‌ بيشتر و روشن‌تر عوامل‌ پديدآورنده‌ مشكلات‌ سوءتغذيه‌، و راه‌ها و وسائل‌ از پيش‌پاي‌ برداشتن‌ اين‌ مشكلات‌، به‌ ويژه‌ در مورد زنان‌، كودكان‌ و افراد سالخورده‌، مستلزم‌ انجام‌ تحقيقات‌ علمي‌ صرف‌ و كاربردي‌ و نيز بهره‌گيري‌ از دستگاه‌هاي‌ نظارت‌ بر امر غذا و تغذيه‌ مي‌باشد.

 8) علاوه‌ بر آن‌، عواملي‌ چون‌ تداوم‌ اختلافات‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌ و جنسي‌ و نيز وجود عملكردها و قوانين‌ مبتني‌ بر تبعيض‌، وجود سيل‌ها و طوفان‌ها، و وجود خشكسالي‌ها و پيشرفت‌ صحرا، و وجود حوادث‌ و بلاهاي‌ طبيعي‌ نيز عدم‌ توانايي‌ بسياري‌ از كشورها در تخصيص‌ بودجه‌ كافي‌ جهت‌ كشاورزي‌، بهداشت‌، تعليم‌ و تربيت‌ و ديگر خدمات‌ اجتماعي‌، همه‌ و همه‌ از جمله‌ موانعي‌ هستند كه‌ بهبود امر تغذيه‌ را با مشكل‌ مواجه‌ مي‌سازند.

 9) وجود جنگ‌ها، اشغالگري‌ها، آشوب‌هاي‌ داخلي‌، بلاياي‌ طبيعي‌ و هر عاملي‌ چون‌ تخلف‌ از حقوق‌ بشر و اتخاذ سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي‌ اقتصادي‌ ـ اجتماعي‌ نامناسب‌، سبب‌ شده‌اند تا مسئله‌ ده‌ها ميليون‌ نفر به‌ عنوان‌ پناهنده‌، كساني‌ كه‌ از موطن‌ اصلي‌ خود رانده‌ شده‌اند، جمعيت‌هاي‌ غيرنظامي‌جنگ‌زده‌ كه‌ دخالتي‌ در امر رزم‌ نداشته‌اند، و مهاجرين‌ كه‌ در رابطه‌ با امر تغذيه‌ در زمره‌ آسيب‌پذيرترين‌ گروه‌ها قرار مي‌گيرند را داشته‌ باشيم‌. منابع‌ لازم‌ براي‌ رسيدگي‌ و مراقبت‌ و توان‌بخشي‌ اين‌ گروه‌ها اغلب‌ بسيار ناچيز بوده‌ و كمبودهاي‌ غذايي‌ در ميان‌ اين‌ گروه‌ها امري‌ است‌ متداول‌. چنين‌ وضعيتي‌ ايجاب‌ مي‌كند تا تمامي‌ افراد و گروه‌هاي‌ مسئول‌ براي‌ حصول‌ اطمينان‌ از رساندن‌ سالم‌ و به‌ موقع‌ دارو و غذا، و نيز توزيع‌ مناسب‌ آن‌ به‌ افراد محتاج‌، طبق‌ مفاد منشور سازمان‌ ملل‌متحد، مساعدت‌ و همكاري‌ نمايند.

 10) تغيير شرايط‌ جهاني‌ و كاهش‌ كشمكش‌هاي‌ بين‌المللي‌ اميدهاي‌ تازه‌اي‌ را براي‌ دستيابي‌ به‌ راه‌حل‌هاي‌ صلح‌آميز و فائق‌ آمدن‌ بر منازعات‌ و كشمكش‌ها پديد آورده‌ است‌ و فرصت‌ هايي‌ را در راه‌ هدايت‌ بيش‌ از پيش‌ منابع‌ ما به‌ سوي‌ مقاصد اجتماعي‌ مفيد در اختيار ما قرار داده‌ است‌، كه‌ اطمينان‌ از بهبود وضع‌ تغذيه‌ مردم‌ به‌ ويژه‌ فقرا، محرومين‌ و اقشار آسيب‌پذير را نويد مي‌دهد.

 11) ما معتقديم‌ تغذيه‌ سالم‌ مردم‌، پيش‌شرطي‌ است‌ براي‌ بهبود وضع‌ جوامع‌ و مي‌بايست‌ در پيشرفت‌ و رشد و تكامل‌ آدمي‌ به‌ تحقق‌ اين‌ پيش‌ شرط‌ به‌ عنوان‌ يك‌ هدف‌ اصلي‌ نگاه‌ كرد. در هر برنامه‌ استراتژيك‌ و همينطور در هر برنامه‌ توسعه‌ اقتصادي‌ ـ اجتماعي‌، هسته‌ مركزي‌ همان‌ تغذيه‌ سالم‌ است‌. هر گونه‌ موفقيت‌ در اين‌ زمينه‌ منوط‌ است‌ به‌ ترغيب‌ مردم‌ و جامعه‌ به‌ شركت‌ در اين‌ امر مهم‌ و كمك‌ گرفتن‌ از بخش‌هاي‌ گوناگون‌ در سطوح‌ مختلف‌، با در نظر داشتن‌ اثرات‌ بلند مدت‌ آن‌. و شايد لازم‌ باشد اقدامات‌ كوتاه‌ مدتي‌ را نيز در راه‌ بهبود تغذيه‌ سالم‌ به‌ عنوان‌ مكمل‌ اثرات‌ مثبت‌ ناشي‌ از اقدامات‌ بلند مدت‌ توسعه‌اي‌ به‌ مرحله‌ اجرا در آوريم‌.

 12) در سياست‌گذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها، وجه‌ همت‌ خود را مي‌بايست‌ متوجه‌ كساني‌ كنيم‌ كه‌ بيشترين‌ نياز را دارا هستند. در اين‌ مورد مي‌بايست‌ طرح‌ و به‌ اجرا درآوردن‌ برنامه‌ها و سياست‌هاي‌ مردم‌ ـ مداري‌ كه‌ دستيابي‌ روستائيان‌ و شهرنشينان‌ فقير به‌ منابع‌ را امكان‌پذير سازد، توان‌ توليدي‌ و درآمد آنان‌ را افزايش‌ دهد و به‌ توانايي‌هاي‌ آنان‌ براي‌ مراقبت‌ از خود بيفزايد در اولويت‌ قرار دهيم‌. مي‌بايست‌ هر گام‌ جديدي‌ را كه‌ مردم‌ و جوامع‌ براي‌ حل‌ اين‌ معضل‌ برمي‌دارند حمايت‌ و پشتيباني‌ كرده‌ و اطمينان‌ حاصل‌ كنيم‌ كه‌ فقرا در تصميم‌گيري‌هايي‌ كه‌ بر شرايط‌ زندگي‌ آنان‌ تأثير مي‌گذارد، شركت‌ مي‌جويند.

 ما به‌ اهميت‌ واحد خانواده‌ در تهيه‌ غذاي‌ كافي‌ و تغذيه‌ و محيطي‌ كه‌ مراقبت‌ اصولي‌ را براي‌ جوابگويي‌ به‌ نيازهاي‌ جسمي‌، روحي‌، عاطفي‌ و اجتماعي‌ كودكان‌ و ديگر گروه‌هاي‌ آسيب‌پذير، و از آن‌ ميان‌ افراد كهنسال‌ را تأمين‌ نمايد كاملاً واقفيم‌. و اما در شرايطي‌ كه‌ واحد خانواده‌ توانايي‌ اين‌ مسئوليت‌ها را به‌ قدر كفايت‌ نداشته‌ باشد، جامعه‌ و يا دولت‌ مي‌بايست‌ از طريق‌ يك‌ شبكه‌ كمك‌رساني‌، اقشار آسيب‌پذير را مدد رساند. و لذا، ما تعهد مي‌نمائيم‌ واحد خانواده‌ را به‌ عنوان‌ واحد اساسي‌ جامعه‌ تقويت‌ نمائيم‌.

 13) برخورداري‌ زنان‌ و دختران‌ نوجوان‌ از تغذيه‌ سالم‌، از حقوق‌ مسلم‌ آنان‌ است‌. زنان‌ و دختران‌ نوجوان‌ مي‌بايست‌ از سلامتي‌ و بهداشت‌ و آموزش‌ و پرورش‌ بهتري‌ برخوردار گردند. مي‌بايست‌ امكان‌ شركت‌ زنان‌ در برنامه‌هاي‌ تصميم‌گيري‌ و دسترسي‌ آنان‌ به‌ منابع‌ بيشتر را فراهم‌ آورديم‌. اين‌ مسئله‌، به‌ خصوص‌ حائز اهميت‌ است‌ كه‌ خدمات‌ كنترل‌ خانواده‌ در اختيار مردان‌ و زنان‌ قرار گيرد. زنان‌، به‌ ويژه‌ شاغل‌، اعم‌ از اين‌ كه‌ در ازاي‌ كاري‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهند مزدي‌ به‌ آنان‌ تعلق‌ مي‌گيرد يا خير، در سراسر دوران‌ بارداري‌ و مادامي‌كه‌ خود فرزند را شير مي‌دهند، و همينطور هنگامي‌ كه‌ فرزندان‌ آنان‌ هنوز دوره‌ اول‌ كودكي‌ را مي‌گذرانند، مي‌بايست‌ مورد حمايت‌ و پشتيباني‌ قرار گيرند. لازم‌ است‌ مردان‌ نيز با توسل‌ به‌ تعليم‌ و تربيت‌ و آموزش‌ مناسب‌ در پيشبرد تغذيه‌ سالم‌ ترغيب‌ و تشويق‌ گردند.

 14) در موارد اضطراري‌ مي‌توان‌ از كمك‌هاي‌ غذايي‌ براي‌ ياري‌ رساندن‌ به‌ پناهندگان‌ و كساني‌ كه‌ از موطن‌ خود رانده‌ شده‌اند، و نيز به‌ منظور پشتيباني‌ از تأمين‌ غذاي‌ خانوادگي‌ و توسعه‌ اقتصادي‌ ـ اجتماعي‌ استفاده‌ نمود. مي‌بايست‌ با قراردادن‌ منابع‌ كافي‌ در اختيار كشورهايي‌ كه‌ كمك‌ غذايي‌ اضطراري‌ دريافت‌ مي‌دارند، به‌ اين‌ كشورها كمك‌ كنيم‌ تا از مرحله‌ توانبخشي‌ به‌ مرحله‌ توسعه‌ پا گذارند و بدينوسيله‌ بتوانند با موارد اضطراري‌ آتي‌ خود را وفق‌ دهند. در اين‌ مورد لازم‌ است‌ در نهايت‌ دقت‌ از بروز هر گونه‌ وابستگي‌ و تأثيرگذاري‌ منفي‌ بر عادات‌ غذايي‌ مردم‌ و نيز از تأثيرگذاري‌ منفي‌ بر توليد غذاي‌ محلي‌ و بازاريابي‌ آن‌ جلوگيري‌ نمائيم‌. مي‌بايست‌ قبل‌ از قطع‌ كمك‌ غذايي‌، و يا حتي‌ قبل‌ از كاستن‌ از ميزان‌ اين‌ كمك‌، اقدامات‌ لازم‌ جهت‌ آگاهي‌ كشور يا كشورهاي‌ دريافت‌كننده‌ كمك‌ با در نظر گرفتن‌ زمان‌ كافي‌، به‌ اطلاع‌ آنان‌ برسد تا بتوانند منابع‌ ديگر را تدارك‌ بينند، و شيوه‌هاي‌ ديگر را براي‌ تأمين‌ غذاي‌ خود به‌ اجرا درآورند. در صورت‌ لزوم‌، رساندن‌ كمك‌ غذايي‌ مي‌تواند از طريق‌ سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ و با شركت‌ مؤسسات‌ محلي‌، و با عنايت‌ به‌ قوانين‌ و مقررات‌ داخلي‌ كشور مورد نظر انجام‌ گيرد.

 15) يادآور مي‌گرديم‌ برخورداري‌ از غذا و امكانات‌ پزشكي‌ كافي‌ حق‌ مسلم‌ تمامي‌ غيرنظامياني‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ درگيري‌ قرار دارند. ما نيز حمايت‌ از اين‌ طرز تفكر را وظيفه‌ ملي‌ و تكليف‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ خود مي‌دانيم‌. ما در قالب‌ قوانين‌ بشر دوستانه‌ بين‌الملل‌، تأكيد مي‌كنيم‌ كه‌ نبايد از غذا به‌ عنوان‌ يك‌ حربه‌ سياسي‌ استفاده‌ كرد. هيچ‌ فرد يا گروهي‌ نبايد به‌ سبب‌ وابستگي‌هاي‌ سياسي‌، موقعيت‌ جغرافيايي‌، جنسيت‌، سن‌ و سال‌، و يا به‌ لحاظ‌ هويت‌ قومي‌، قبيله‌اي‌ و يا مذهبي‌ از دريافت‌ كمك‌ غذايي‌ محروم‌ گردد.

 16) ما معتقديم‌ كه‌ مسئوليت‌ اصلي‌ در حفظ‌ و تأمين‌ غذا و تغذيه‌ سالم‌ هر ملت‌، متوجه‌ سيستم‌ حكومتي‌ آن‌ ملت‌ مي‌باشد. اين‌ مسئله‌ به‌ ويژه‌ در مورد گروههاي‌ آسيب‌پذير صادق‌ است‌. به‌ هر حال‌، اين‌ نكته‌ را نيز تأكيد مي‌كنيم‌ كه‌ تقلا و تلاش‌ دولت‌هاي‌ كم‌ درآمد در اين‌ زمينه‌ مي‌بايست‌ با اقداماتي‌ كه‌ كلاً از سوي‌ جامعه‌ بين‌المللي‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد، مورد حمايت‌ و پشتيباني‌ قرار گيرد. از جمله‌ اين‌ اقدامات‌، عبارت‌ خواهند بود از افزايش‌ كمك‌ رسمي‌ به‌ توسعه‌ اين‌ كشورها به‌ منظور رسيدن‌ به‌ معيار هفت‌ دهم‌ درصد رشد ناخالص‌ ملي‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ كه‌ در كنفرانس‌ سال‌ 1992 سازمان‌ ملل‌متحد پيرامون‌ محيط‌ و توسعه‌ مطرح‌ گرديده‌ است‌. و نيز انجام‌ مذاكرات‌ بيشتر، و تخفيف‌ در ميزان‌ بدهي‌هاي‌ خارجي‌، مي‌تواند بر چگونگي‌ تغذيه‌ سالم‌، در كشورهاي‌ با درآمد متوسط‌ و همچنين‌ در كشورهاي‌ كم‌ درآمد، تأثير اساسي‌ داشته‌ باشد.

 17) ما معتقديم‌ گسترش‌ بيشتر تجارت‌ جهاني‌، و آزادسازي‌ آن‌، كه‌ كسب‌ درآمدهاي‌ ارزي‌ و اشتغال‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ را همراه‌ دارد، حائز اهميت‌ و توجه‌ فراوان‌ است‌. حفاظت‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ و گروه‌هاي‌ آسيب‌پذير در كشورهاي‌ با درآمدهاي‌ متوسط‌ و كم‌ درآمد، كه‌ از اثرات‌ منفي‌ برنامه‌هاي‌ تطبيق‌ ساختاري‌ رنج‌ مي‌برند، ايجاب‌ مي‌كند اقدامات‌ مربوط‌ به‌ رساندن‌ كمك‌هاي‌ جبراني‌ كماكان‌ ادامه‌ يابد.

 18) ما اهداف‌ مربوط‌ به‌ رشد و تكامل‌ آدمي‌، تأمين‌ غذا، كشاورزي‌، توسعه‌ روستايي‌، بهداشت‌، تغذيه‌ و محيط‌، و نيز اهداف‌ مطروحه‌ در برنامه‌هاي‌ رشد و توسعه‌ را كه‌ در بسياري‌ از اسناد و كنفرانس‌هاي‌ بين‌المللي‌ آمده‌ است‌، مورد تأكيد قرا مي‌دهيم‌. ما وفاداري‌ خود را به‌ اهداف‌ مربوط‌ به‌ تغذيه‌ كه‌ در چهارمين‌ دهه‌ توسعه‌ سازمان‌ ملل‌متحد و كنفرانس‌ جهاني‌ كودك‌ مطرح‌ گرديده‌، اعلام‌ مي‌داريم‌.

 19) به‌ عنوان‌ زيربناي‌ طرح‌ عملياتي‌ تغذيه‌ و به‌ عنوان‌ يك‌ رهنمود در شكل‌گيري‌ طرح‌هاي‌ ملي‌، منجمله‌ ارائه‌ اهداف‌ و مقاصد قابل‌ سنجش‌ در يك‌ چهارچوبه‌ زماني‌، خواستار حذف‌ عوامل‌ زير، قبل‌ از به‌ پايان‌ رسيدن‌ دهه‌ حاضر مي‌باشيم‌:

 ـ حذف‌ قحطي‌ و مرگ‌ و ميرهاي‌ مربوط‌ به‌ آن‌؛

 ـ حذف‌ گرسنگي‌ و بيماري‌هاي‌ ناشي‌ از كمبود مواد غذايي‌ در جوامعي‌ كه‌ تحت‌ تأثير بلاياي‌ طبيعي‌ و يا فجايع‌ بشري‌ قرار مي‌گيرند؛ و

 ـ حذف‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ كمبود يد و ويتامين‌  A

 ما مي‌خواهيم‌، تا طي‌ دهه‌ حاضر، عوامل‌ زير به‌ طرز چشمگيري‌ تقليل‌ يابد:

 ـ مرگ‌ و مير ناشي‌ از بي‌غذايي‌ و نيز گرسنگي‌ مزمني‌ كه‌ به‌ طور گسترده‌ ديده‌ مي‌شود؛

 ـ فقدان‌ غذاي‌ كافي‌، به‌ خصوص‌ براي‌ كودكان‌، زنان‌ و افراد سالخورده‌؛

 ـ پائين‌تر از حد لازم‌ بودن‌ عناصري‌ كه‌ وجود آنها به‌ مقدار بسيار ناچيز در جيره‌ غذايي‌ ضرورت‌ دارد، منجمله‌ آهن‌؛

 ـ بيماري‌ مسري‌ و غيرمسري‌ مربوط‌ به‌ جيره‌ غذايي‌؛

 ـ مشكلات‌، اعم‌ از اجتماعي‌ و غيره‌، كه‌ مانع‌ از تغذيه‌ مطلوب‌ با شير مادر مي‌گردد؛ و ـ عدم‌ دسترسي‌ كافي‌ به‌ بهداشت‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و جوابگو نبودن‌ بهداشت‌ محيط‌، منجمله‌ سالم‌ نبودن‌ آب‌ مشروب‌.

 20) ما مصمم‌ هستيم‌ تا همكاري‌ فعال‌ بين‌ دولت‌ها، سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ دو جانبه‌ و چند جانبه‌، بخش‌ خصوصي‌ و افراد و اجتماعات‌ را در راه‌ حذف‌ مستمر علل‌ موجد گرسنگي‌ و انواع‌ سوءتغذيه‌ را كه‌ در نهايت‌ شرمندگي‌ علي‌رغم‌ وفور نعمت‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد به‌ عينه‌ مشاهده‌ نمائيم‌.

 21) با قائل‌ بودن‌ ارزش‌ صريح‌ براي‌ جان‌ آدمي‌، و ارج‌ نهادن‌ بر شأن‌ و مقام‌ و منزلت‌ بشر، ضمن‌ برگزيدن‌ طرح‌ عملياتي‌ تغذيه‌ پيوست‌، مصمم‌ هستيم‌ قبل‌ از پايان‌ سال‌ 1994 طرح‌هاي‌ عملياتي‌ ملي‌ خود، منجمله‌ اهداف‌ قابل‌ حصول‌ خود را با توسل‌ به‌ اصول‌ و استراتژي‌هاي‌ مربوطه‌ مندرج‌ در طرح‌ پيوست‌ پيرامون‌ تغذيه‌، مورد تجديدنظر قرار داده‌ و يا آماده‌ نمائيم‌. و در هر حال‌ اجراي‌ اين‌ طرح‌ را خواستاريم‌.