ما  مردمان: نقش سازمان ملل متحد در 

قرن بيست و يكم

 

 

 (1)    سده جديد، چالش‌هاي تازه

 

1- آغاز هزاره جديد موقعيتي براي جشن و تفكر است.

 

2- در شب سال نو هنگامي كه زنگ ساعت نيمه شب نواخته شد، در هر منطقه، زماني بعد از منطقه ديگر، از كيريباتي (Kiribati)  و فيجي گرفته به سمت باختر، پيرامون ارض بسوي ساموا (Samoa) دنيا جشن گرفت، نه تنها مردمي كه تصور مي‌رود هزاره برايشان مفهوم خاصي در بر دارد بلكه مردمان با فرهنگ‌هاي مختلف در آن شركت كردند. ديوار بزرگ چين و اهرام مصر، همانند ميدان مانجر (Manger) در بيت‌اللحم و ميدان سنت پيتر در رم روشن شده بود و مي‌درخشيد، توكيو، جاكارتا و دهلي نو، در برگزاري جشن‌هاي هزاره، به سيدني، مسكو، پاريس، نيويورك، ريودوژانيرو و صدها شهر ديگر پيوستند. از اسپيزبرگن (Spits Bergen)  در نروژ گرفته تا جزيره روبن (Ruben) در جنوب آفريقا، در چهرةهاي كودكان نور شمع منعكس بود. طي 24 ساعت، خانواده بشري، با نمايش بي‌سابقه‌اي از تنوع غني، وحدت خويش را جشن گرفت.

 

3- اجلاس هزاره فرصتي براي تفكر در اختيار قرار مي‌دهد. مجمع عمومي اين گردهمايي سران كشورها و دولتها را برگزار مي‌كند تا درباره نقش ملل متحد در سده بيست و يكم بحث نمايد. مناسبت و موضوع هر دو ايجاب مي‌كند كه از سر عنوانهاي خبري امروزي گامي پيشر برداشته، درباره وضع جهان و چالشهايي كه براي اين سازمان ايجاد كرده، ديد و نقطه نظراتي وسيع‌تر و دراز مدت‌تر اتخاذ كنيم.

 

4- نكات زيادي مي‌توان ذكر كرد كه بايد براي آن سپاسگزار باشيم. امروزه اغلب مردم انتظار دارند كه بيش از والدينشان و خيلي بيشتر از اجداد دورترشان زندگي كنند. آنها بهتر تغذيه مي‌كنند، از سلامتي  بهتري برخوردارند، تحصيلات بهتري مي‌كنند، و رويهمرفته با امكانات اقتصادي مساعدتري روبر هستند.

5- همچنين موارد بسياري وجود دارد، كه تاسف‌انگيز است و بايد تصحيح شود. قرني كه به تازگي پايان يافت توسط مخاصمات بيرحمانه مكرراً زشت و بد نما شد. فقر طاقت فرسا و نابرابري چشمگير بين كشورها و در داخل آنها، حتي با وجود ثروت بي‌سابقه همچنان ادامه درد. بيماريهاي كهنه ونو پيشرفت‌هائي را كه با رنج و سختي بدست آمده به خنثي ماندن تهديد مي‌نمايد. خدمات جانبخش طبيعت كه بقاي نوع بشر بدان بستگي دارد، توسط فعاليتهاي روزمره خود ما بطور جدي تباه شده است.

 

6- زماني كه رهبران جهان در كنفرانس هزاره دهم آينده، مردم از آنها مي‌خواهند تا چالش‌هاي عمده را مشخص و پيشاپيش براساس آن اقدام كنند.

 

7- ملل متحد فقط در صورتي مي‌تواند در كمك با مقابله با آن چالشها موفق شود كه همگي احساس كنيم رسالتي جديد درباره اقدام مشتركمان داريم. لازم است به خاطر بياوريم كه سازمان ملل چرا و براي چه كسي وجود دارد. همچنين بايد از خود بپرسيم كه رهبران جهان از چه نوع سازمان ملل در حرف و در عمل آمادگي پشتيباني دارند. پاسخهاي روشني لازم است تا فعاليتهاي سازمان در دهه‌هاي آينده تقويت شود و تمركز يابد. اين همان پاسخهايي است كه اجلاس هزاره بايد در اختيار ما قرار دهد.

 

8- البته فلسفه وجودي سازمان ملل متحد خدمت به دولتهاي عضو است. سازمان تنها ركن در نوع خود با عضويت جهاني و گستره جامع بوده و تعداد زيادي از اقدامات بشري را در بر مي‌گيرد. اين جنبه‌ها و نكات سازمان را به يك مجمع منحصر به فرد و سودمند براي تبادل اطلاعات، انجام مذاكره، تدوين معيارها و طرح انتظارات و نيز هماهنگي رفتار دولتها و نقش آفرينان ديگر و پيگيري برنامه‌هاي اقدام مشترك تبديل نموده است. ما بايد تضمين كنيم كه ملل متحد اين وظايف را تا آنجا كه ممكن است به نحوي موثر و كارآنجام دهد.

 

9- ولي سازمان ملل متحد صرفاً يك ابزار و وسيله نيست. همانطوري كه منشور آن به روشني بيان مي‌كند، هدف سازمان ملل ايجاد و ابداع اصول جديد در روابط بين‌المللي و نيز برقراري تفاوت كيفي در اقدام روزمره آن مي‌باشد. اولين ماده منشور ما را تعريف مي‌كند: حل و فصل اختلافات به شيوه‌هايي مسالمت آميز، ابتكار راه‌حلهاي مشترك براي مسائل اقتصادي،‌ اجتماعي، فرهنگي و بشردوستانه، و بطور كلي ترويج رفتار مطابق با اصول عدالت و حقوق بين‌الملل. به ديگر سخن، گذشته از هر گونه وظايف عملي كه از سازمان ملل متحدخواسته شده، منظور آشكار و پذيرفته شده‌اي نيز دارد، كه عبارت است از ايجاد تحول در روابط بين كشورها، و روشي كه به وسيله آن امور جهان اداره مي‌شود.

 

10- اين تمام قضيه نيست، زيرا هر چند ملل متحد سازمان دولتها است ولي منشور بنام ما مردمان دنيا نوشته شده است. منشور حيثيت و ارزش شخص انسان، احترام نسبت به حقوق بشر و حقوق برابر براي مرد و زن، تعهد نسبت به پيشرفت اجتماعي كه با معيارهاي بهترزندگي اندازه گيري مي‌شود، تا آسودگي خيال در برابر فراهم بودن نيازها و آسودگي در مورد فراهم بودن امنيت را به يكسان برقرار كند مورد تاكيد قرار مي‌دهد. بنابراين در نهايت ملل متحد براي نيازها و اميدهاي مردم در تمامي نقاط جهان وجود دارد و بايد در خدمت آن باشد.

 

11- ملل متحد طي 45 سال اول وجود خود در چنگال جنگ سرد بسر برد، و از انجام پاره‌اي از رسالتهاي محوري آن جلوگيري بعمل آمد، ولي وظايف مهم ديگري در سايه آن مخاصمات كشف كرد. طي ده سال گذشته، ملل متحد مواجه با ستيزه‌هائي بوده كه از تغييرات پر سر و صداي عصر جديد ناشي شده. در بسياري از موارد اقدامات خوبي بعمل آورده و در امور ديگر كوتاهي كرده است. اكنون اجلاس هزاره فرصت منحصر به فردي به رهبران جهان مي‌دهد تا ملل متحد را در قرن بيستم و يكم متحول و آن را قادر سازند تفاوت واقعي و قابل سنجشي در زندگي مردم ايجاد نمايد.

 

12- اينجانب با كمال احترام گزارش حاضر را به دولتهاي عضو تقديم مي‌كنم تا كار آنها را در تهيه مقدمات براي اجلاس تسهيل نموده و موجب برانگيختن مشاورات بعدي آنها در اجلاس گردد. گزارش حاضر بعضي از چالش‌هاي فوري را كه مردم دنيا با آن روبرو هستند و در حوزه ملل متحد قرار مي‌گيرد مشخص مي‌نمايد، موضوعاتي را كه بايد بدان اولويت داده شود جهت بررسي كشورهاي عضو پيشنهاد مي‌كند، و چند اقدام فوري كه مي‌توان در خود اجلاس بعمل آورد را پيشنهاد مي‌نمايد تا روحيه مردم را تقويت و زندگي شان را بهبود بخشد.

 

13- كليه اين پيشنهادها در زمينه جهاني شدن‌، كه دنيا را در هنگام ورودمان به قرن بيست و يكم متحول مي‌سازد، مطرح شده است. در عصر جديد، اقدامات مردم دائماً – هر چند بطور ناخواسته – در زندگي سايرين كه در نقاط دور زندگي مي‌كنند تاثير مي‌گذارد. جهاني شدن فرصتهاي زيادي بدست مي‌دهد، ولي در حال حاضر منافعش به صورت بسيار نابرابر توزيع شده، در حالي كه هزينه‌اش توسط تمامي مردمان تقبل و پرداخت مي‌شود.

 

14- بنابراين چالش محوري كه امروزه با آن مواجه هستيم اين است كه تضمين كنيم جهاني شدن به يك نيروي مثبت براي تمامي مردم جهان تبدل گردد، به جاي آنكه ميلياردها نفر از آنها را در بلاتكليفي باقي گذارد. جهاني شدن فراگير بايد بر نيروي توانمند بازار بنا شود، ولي نيروي بازار به تنهايي نمي‌تواند آن را بدست آورد. اين امر مستلزم كوشش دامنه ‌دارتري است براي ايجاد آينده‌اي مشترك بر مبناي بشريت مشتركمان با تمامي تنوع و گوناگوني آن.

 

15- اين امر به نوبه خود مستلزم آن است كه دوباره بينديشيم چگونه فعاليتها و مصالح مشترك خود را اداره كنيم، زيرا بسياري از چالشهايي كه امروزه فرا روي ما قرار دارد خارج از توانايي بسياري از كشورها است كه به تنهايي با آن مقابله نمايند. در سطح ملي بايد بهتر حكومت كنيم و در سطح بين‌المللي بايد ياد بگيريم چگونه با يكديگر بهتر حكومت نماييم. دولتهاي موثر براي هر دو وظيفه ضروري است، و ظرفيت آنها براي هر دو نياز بايد تقويت گردد. ما نيز بايد نهادهاي بين‌المللي را، كه از طريق آن دولتها بهتر مي‌توانند حكومت كنند، با واقعيات عصر جديد تطبيق دهيم و نيز بايد ائتلافهايي از تغييرات غالباً با شركايي وراي حدود و ثغور دستگاه اداري، تشكيل دهيم.
16- هيچ تغييري در نحوه انديشه و عمل ما نمي‌تواند حياتي‌تر از مورد زير باشد: بايد مردم را در مركز هر آنچه انجام مي‌دهيم قرار دهيم. هيچ ندايي با شكوه ‌تر و هيچ مسئوليتي بزرگتر از آن نيست كه مردان و زنان و كودكان شهرها و روستاهاي سرتاسر دنيا را قادر سازيم تا زندگي خود را بهبود بخشند. تنها در هنگامي كه اين امر اتفاق مي‌افتد پي مي‌بريم  جهاني شدن واقعاً فراگير شده، و به همگان اجازه داده در فرصتهاي آن سهيم باشند.

 

17- ولي بايد چيزي بيشتر از صرفاً صحبت درباره آينده خود انجام دهيم. بايد آن را بسازم و از هم اكنون اجازه دهيد اجلاس هزاره با توافق درباره ديد مشتركمان، تعهد دولتهاي عضو نسبت به ملل متحد خودشان را مجدداً به نمايش گذارد. اجازه دهيد رهبران جهان به مجرد آن كه به كشورهاي خود بازگشتند براساس آن عمل نمايند وبدان وسيله تعهد خود را به اثبات برسانند.

 

(2) جهاني شدن و حكومت
 
18- در سالهاي اوليه تاسيس ملل متحد، اتمام كار به موقع مجمع عمومي با دقت قابل پيش‌بيني بود و جلسه پاياني آن با آخرين سفر دريايي كشتي كوين مري در آن سال تنظيم مي‌شد. آشكارا آن دنيا با جهان امروز بسيار متفاوت بود.

 

19- در حقيقت، زماني كه سازمان ملل متحد تاسيس شد، دوسوم اعضاي فعلي به عنوان كشور مستقل وجود نداشتند، و مردم آن هنوز تحت حكومت استعماري زندگي مي‌كردند. كل جمعيت كره زمين كمتر از 5/2 ميليارد نفر بود، در حالي كه جمعيت امروز 6 ميليارد نفر است. موانع تجارتي بسيار بالا، جريان بازرگاني اندك و كنترل بر سرمايه شديد بود. اغلب شركتهاي بزرگ در داخل كشور واحدي عمل كرده و فقط براي بازار خانگي خود توليد مي‌كردند. هزينه مكالمات تلفني به آن طرف اقيانسها براي يك فرد معمولي باز دارنده و شاق بود، و استفاده از آن براي مقاصد تجارتي به اوضاع و احوال استثنايي محدود مي‌گشت. ميزان توليد فولاد به عنوان معيار ارزشمندي براي قدرت اقتصاد ملي تلقي مي‌شد. اولين رايانه دنيا بتازگي ساخته شده بود، كه اطاق بزرگي را اشغال مي‌كرد و داراي 18000 لوله الكترونيكي و نيم ميليون اتصال بود، و براي هر وظيفه جديد سيم كشي آن مي‌بايست تغيير مي‌كرد. اكولوژي يا بوم شناسي موضوعي بود كه در قالب علم زيست‌شناسي مورد مطالعه قرار مي‌گرفت و به cyberspace حتي در داستانهاي علمي – تخيلي اشاره‌اي نشده بود.

 

20- مي‌دانيم اوضاع تا چه اندازه تغيير كرده است. از سال 1950 صادرات جهان حتي پس از تطبيق يافتن با تورم، ده برابر شده است و دائماً با سرعتي بيش از توليد ناخالص داخلي دنيا رشد مي‌كند. سرمايه‌گذاري خارجي با آهنگي سريع تر افزايش يافته، ميزان فروش توسط شركتهاي چند مليتي از صادرات جهان تجاوز كرده و معاملات بين شعب شركتها بخش رو به افزايشي از تجارت جهاني را تشكيل مي‌دهد، جريان ارز خارجي تا ميزان 5/1 تريليون دلار در روز صعود كرده، در حالي كه در سال1973 كه نرخ ثابت ارز خارجي سقوط كرد رقم فوق 15 ميليارد دلار بود. يك مورد از ادغام مخابراتي فرا مليتي منجر به ايجاد شركتي شد كه ارزش بازاري آن فراتر از توليد ناخالص داخلي تقريباً نيمي از اعضاي ملل متحد است. هر چند كه از لحاظ ارزش، شركت فوق فقط در مقام چهارم قرار دارد. امروز هياتهاي نمايندگي مجمع عمومي كه بايد با فوريت گرد هم آيند مي‌توانند اقيانوس اطلس را در كمتر از چهار ساعت طي كنند‌، و اگر بخواهند مي‌توانند در طول راه از طريق اينترنت يا مكالمه تلفني به امور رسيدگي نمايند.

 

21- اين است دنياي جهاني شده – يك زمينه جديد و ارتباط نو بين نقش آفرينان اقتصادي و فعاليتهاي سرتاسر دنيا. در نتيجه از بين بردن روز افزون موانع تجارت جريان سرمايه، توام با پيشرفت اساسي فن‌آوري و كاهش دائمي هزينه حمل و نقل و ارتباطات و كامپيوتر، جهاني شدن امكان‌پذير شده است. منطق كامل آن سخت و تغيير ناپذير و نيروي محركه آن غير قابل مقاومت است – منافع پديده جهاني شدن را به آساني مي‌توان دريافت: رشد سريع‌تر اقتصادي، معيارهاي بالاي زندگي، نوآوري شتابان و انتشار فن‌آوري و مهارتهاي مديريت و فرصتهاي جديد اقتصادي هم براي افراد و هم كشورها.

 

22- پس چرا جهاني شدن جريان معكوسي را ايجاد كرده، كه وقايع مربوط به اجلاسيه سازمان تجارت جهاني در نوامبر گذشته در سياتل (Seattle)  آخرين و پر سر و صداترين تجليات آن مي‌باشد؟

 

23- تعداد اندكي از افراد، گروهها و حكومتها با جهاني شدن به اين صورت مخالفند. ايشان با اختلافات و عدم سنخيت آن اعتراض دارند. اول اينكه منافع و فرصتهاي جهاني شدن در شمار نسبتاً معدودي از كشورها متمركز شده و به طور نابرابري بين آنها گسترش يافته است. دوم آنكه در دهه‌هاي اخير در بين اقدامات موفق، به منظور تدوين قواعد محكم و قابل اجرا، كه بسط بازارهاي جهاني را تسهيل كند، عدم تعادل بروز كرده، در حالي كه اهداف اجتماعي كه اعتبار آن به همان اندازه است، مانند استانداردهاي كارگري، محيط زيست، حقوق بشر يا تقليل فقر مورد حمايت كمتري قرار گرفته است.

 

24- به طور كلي‌تر بايد گفت كه براي بسياري از مردم پديده جهاني شدن به مفهوم آسيب‌پذيري بيشتر در مقابل نيروهاي نا آشنا و غير قابل پيش‌بيني بوده، كه مي‌تواند موجب ناپايداري اقتصادي و اختلال اجتماعي، گاهي با سرعت برق‌آسا گردد. بحران مالي سال‌هاي 1997 و 1998 در آسيا يعني پنجمين بحران پولي و مالي جدي بين‌المللي طي فقط دو دهه، چنين نيرويي بود. نگراني رو به افزايشي وجود دارد كه تماميت فرهنگ‌ها و حاكميت كشورها ممكن است با خطر مواجه شود. حتي در قدرتمندترين كشورها مردم از خود مي‌پرسند چه كسي در راس كارها قرار دارد، و نگران شغل خود هستند و از اين بيم دارند كه در جريان سريع جهاني شدن، صدايشان بگوش كسي نرسد.

 

25- در وراي اين ابزار نگراني‌هاي گوناگون يك پيام واحد نهفته است. يعني جهاني شدن بايد مفهومي وسيع‌تر از صرفاً ليجاد بازارهاي بزرگتر داشته باشد. حوزه اقتصادي را نمي‌توان از بافت پيچيده ‌تر زندگي اجتماعي و سياسي جدا نموده، و آن را در مسير خود رها كرد. يك اقتصاد جهاني براي بقا و شكوفا شدن بايد بنيان محكمتري در ارزش‌هاي مشترك و رويه‌هاي نهادي داشته و بايد مقاصد اجتماعي دامنه‌دار تر و جامع‌تر را به پيش ببرد.
 
الف – چالش در سال 1945
 
26- رهبران جهان كه در آخرين روزهاي جنگ دوم جهاني جهت ايجاد يك نظم پايدار بينالمللي گرد هم آمدند، عقايد فوق را مدنظر داشتند. آنها خوب مي‌‌دانستند چگونه در يك دوره قبل، جهاني شدن اقتصاد، در هنگامي كه از بعضي لحاظ مانند زمان ما از نقطه نظر اقتصادي وابسته به يكديگر بود، پيوسته رو به ضعف گذارد و با ضربه ناشي از سال 1914 كاملاً از هم پاشيد. آن عصر جهاني به ساختار سياسي امپرياليزم متكي بود، و مردمان و سرزمينهاي تابعه را از حق خودمختاري محروم مي‌ساخت.

 

27- علاوه بر اين قدرتهاي عمده وسائل كافي براي تعديل سياسي بين‌المللي و تحولات مسالمت‌آميز در دست نداشتند. مثلاً اين قدرتها جهت تثبيت تعادل قدرت خود در اروپا به تجزيه قاره آفريقا متوسل شدند. در زمينه اقتصادي، بهترين كاري كه مي‌توانستند براي دستيابي به ثبات مالي بين‌المللي انجام دهند. اين بود كه سطوح فعاليت داخلي اقتصادي را در گرو تغييرات در تراز پرداخت‌هاي خارجي خود قرار دهند، و در هنگام كسري از سياستهاي انقباضي و در هنگام مازاد از سياستهاي انبساطي استفاده نمايند. زماني كه اين آزادي انتخاب به مردم عادي گسترش يافت رويه فوق ديگر قابل نگهداري و دوام نبود، و دولتها تدريجاً و در بادي امر از روي بي‌ميلي، شروع كردند به نيازهاي مردم براي شغل و قيمتهاي ثابت واكنش نشان دهند.

 

28- ولي از بحران 20 ساله بين دو جنگ، معماران جهان پس از 1945 درك كردند كه پشت كردن كشورها به وابستگي اقتصادي به يكديگر تا چه اندازه مهلك و زيان‌آور است. ملي‌گرائي اقتصادي بي‌بندوبار و سياست " فقير كردن همسايگان" در دهه 30 تقريباً در تمام نقاط دنيا ريشه دوانيد، و در بعضي كشورها به انتقام‌جويي سياسي، توتاليتاريانيزم (حكومت انحصاري يك گروه يا حزب) نظامي‌گري و در كشورهاي ديگر به انزواطلبي تبديل گشت. از همان آغاز به جامعه ملل لطمه وارد آمد و در مواجهه با اين نيروها اميدي برجا نماند.

 

29- بنابراين اسلاف ما راه شفافيت و همكاري را برگزيدند، و سازمان ملل متحد، نهادهاي برتون‌وودز (Bretton Woods) ، موافقتنامه عمومي درباره تعرفه و تجارت (كه بعداً سازمان تجارت جهاني نام گرفت) و سازمان‌هاي متعدد ديگر را تاسيس كردند كه وظايفشان موثرتر كردن نظام (اقتصاد جهاني) بود. بعضي از كشورها از استعمارزدايي حمايت كردند، هرچند مبارزه براي استقلال كه سازمان ملل با افتخار آن را ترويج كرد، سالها ادامه داشت و طي آن شمار زيادي از مردم جان خود را از دست دادند. در كشورهاي صنعتي، با ايجاد شبكه‌هاي تاميني اجتماعي و ارائه كمك تعديلي براي گروهها و صنايعي كه در وضع نامساعد بودند، حمايت داخلي نسبت به بازار آزاد جلب شد. ما هنوزاز آن ميراث سود مي‌بريم.

 

30- ولي نكته بسيار مهم همين جاست: در حالي كه نظام چند جانبه پس از جنگ زمينه بروز و شكوفايي جهاني شدن را فراهم ساخت، جهاني شدن به نوبه خود طرح‌هاي خويش را تدريجاً قديمي و غير قابل استفاده ساخت. به زبان ساده، نهادهاي پس از جنگ ما براي يك دنياي بين ملي ساخت شده بودند، در حالي كه ما اكنون در يك دنياي جهاني زندگي مي‌كنيم. پاسخگويي موثر به اين تغيير، چالش نهادي و محوري رهبران جهان امروز است. اجلاس هزاره مي‌تواند در اين زمينه ارائه طريق كند.
 
ب – چالش امروز
31- تغيير ماهيت تهديدات نسبت به صلح و امنيت كه مردم دنياي امروز با آن روبرو هستند نشان مي‌دهد تا چه اندازه ما از يك دنياي صرفاً بين‌المللي نقل مكان كرده‌ايم. پيش فرض مواد منشور آن بود كه تهاجم خارجي، يعني حمله يك كشور عليه كشور ديگر جدي‌ترين تهديد است، ولي در دهه‌هاي اخير تعداد خيلي بيشتري از مردم در جنگهاي داخلي، پاك‌سازي قومي و كشتار دسته جمعي افراد يا نژاد خاص و با سلاح‌هائي كه در بازار جهاني اسلحه در دسترس همه است، كشته شده‌اند. فن‌آوري‌هاي كشتار دستجمعي در دنياي زيرزميني مبتني بر بازار غير قانوني جريان دارد، و تروريزم بر حكومتهاي با ثبات سايه افكنده است. ما هنوز نهادهاي خود را با اين واقعيات نو تطبيق نداده‌ايم.

 

32- اين امر تا اندازه زيادي در زمينه اقتصادي نيز صادق است. در اين مورد ترتيبات نهادي پس از جنگ بر روي دنيايي بنا شد كه از اقتصادهاي ملي جداگانه كه به معاملات خارجي در نواحي نزديك مي ‌پرداخت، تشكيل شده بود. جهاني شدن تمامي اين انتظارات را نقض مي‌كند. بنابر اين شگفت آور نيست كه رژيم تجارتي تحت چنين فشاري است – بنحو فزاينده‌اي با موضوعات نسبتاً" داخلي" سرو كار دارد نه موانع مرزي، همچنين تعجب‌آور نيست كه براي يك معماري جديد مالي مصرانه دعوت بعمل آيد.
33- جهاني شدن توانائي كشورهاي صنعتي را در مورد كاهش تاثيرات نامساعد داخلي ناشي از باز كردن بيشتر بازار، محدود مي‌كند. كشورهاي در حال توسعه از همان آغاز هيچگاه از اين امتياز برخوردار نبودند. در نتيجه مردم در هر يك از اين كشورها احساس مي‌كنند كه بي‌دفاع شده‌اند، و در وضع ناامني بسر مي‌برند.

 

34- جهاني شدن همچنين آسيب‌پذيري‌هايي نسبت به تهديدات قديمي ايجاد مي‌كند. شبكه‌هاي جنايي با استفاده از پيشرفته‌ترين فن‌آوري‌ها مواد مخدره، تسليحات، فلزات و سنگ‌هايي گرانبها، حتي انسان‌ها را به طور غير قانوني نقل و انتقال مي‌دهند. در واقع اين عناصر جامعه غير مدني مجموعه‌هاي عظيم فعاليت‌هاي غير قانوني است.

 

35- بيماري ‌ها در طول هزاران سال در تاريخ تحول ايجاد كرده و توسط بازرگانان، مهاجمين و ناقلين طبيعي گسترش يافته است. ولي موج اخير انتقال و شيوع بيماري‌ها در سطح جهاني، مخصوصاً ايدز با چنان سرعت و دامنه‌اي انجام گرفته كه تنها مي‌توانست در نتيجه مرزهاي باز و تحرك بي‌سابقه امكان‌پذير گردد.

 

36- ابعاد كاملاًً جديد جهاني شدن نيز ظاهر شده‌ است. درحالي‌ كه طي دهه‌هاي اخير آلودگي فرامرزي در دستور كار بين‌المللي قرار داشته، زماني كه تاثير انباشته و متراكم صنعتي شدن روي تغييرات اقليمي جهاني درك شد، دنيا وارد يك زمينه كاملاً جديدي گرديد ( و واقعاً در آن محصور گشت) كه در آن اصلاحات نهادي متعارف چندان كارساز نيستند.

 

37- انقلاب در ارتباطات جهاني انتظارات جديدي را موجب شده، مبني بر اينكه رنج انسان‌ها تخفيف خواهد يافت و حقوق اساسي مردم احقاق خواهد شد. نه دولت‌ها و نه نهادهاي بين‌المللي هنوز به مفهوم كامل اين انتظارات يا چگونگي برخورد با آنها پي نبرده‌اند.

 

38- انقلاب در ارتباطات به طرق ديگري نيز احساس مي‌شود. اينترنت سريع‌ترين رشد ابزار ارتباطي را در تاريخ تمدن داشته و ممكن است سريع‌ترين وسيله اشاعه هرگونه اطلاعات باشد. تقارب و همراهي فن آوري اطلاعاتي و اينترنت و تجارت الكترونيكي (E-commerce) ممكن است به اندازه انقلاب صنعتي تحول برانگيز شود، و ممكن است صحنه اقتصاد جهاني را همچنان تغيير دهد و ساختارهاي سازماني را متحول سازد. آنها طريقه انجام كار و طرز تفكر مردم را دگرگون و گذر سريع از موانع موجود بر سر راه توسعه را امكان‌پذير خواهند ساخت، همانطور كه پيشروان تاسيس شركت‌هاي بازرگاني از بنگلور (Banglore)  گرفته تا گوادالاجارا (Guadalajara) و سائوپولو(Sao Poulo)  شهادت مي‌دهند، و نيز دامنه اين فرصت‌ها مي‌تواند  نحو وسيعي گسترش يابد.

 

39- شايد مهمترين نكته اين باشد كه اين فن‌آوري‌ها ممكن است مردم را كه تحت شرايط ديگر و در نتيجه بعد مسافت، فرهنگ و طبقه‌بندي اقتصادي دچار تفرقه مي‌شدند، قادر سازد كه مستقيماً با يكديگر در ارتباط قرار گيرند، كه خود بالقوه تفاهم بهتري ايجاد مي‌كند، مبني براينكه ما مردمان چه كساني هستيم. ولي هيچ كدام از امكانات براي اشخاصي كه به فن‌آوري دسترسي ندارد، موجود نيست، كه خود يا به دليل فقدان زير ساخت يا سرمايه لازم است، يا بدان سبب كه محيط ‌هاي تنظيم كننده مانع اين كار مي‌شود.

 

40- بنابراين چالش روشن است. اگر قرار است به نويدهاي جهاني شدن دست يابيم و در عين حال آثار سوء آن را مهار كنيم بايد ياد بگيريم چگونه حكومت كنيم و نيز ياد بگيريم چگونه با يكديگر بهتر حكومت نماييم. بنابر اين نه صرفاً از لحاظ نمادين بلكه از نقطه نظر عملي نيز، اجلاس هزاره در زمان بسيار جالبي برگزار مي‌شود.
 
ج- با يكديگر بهتر حكومت كردن
 
41- منظور از "حكومت" زماني كه به يك وضع بين‌المللي اطلاق مي‌شود چيست؟ اگر مقصود اين است كه انتقال از يك دنياي ين‌المللي به يك دنياي يكپارچه را با موفقيت اداره كنيم، مشخصات مطلوب حكومت كدام است؟

 

42- به عقيده بعضي اشخاص اصطلاح فوق هنوز تصوير يك دولت جهاني و يك دستگاه متمركز ديوان سالار كه حقوق مردم و دولت‌ها را لگدمال مي‌كند در نظر مجسم مي‌سازد، ولي اين امر به اين اندازه نامطلوب نيست. امروز دولت‌هاي ضعيف يكي از موانع عمده حكومت موثر، چه در سطح ملي و چه در سطح بين‌المللي هستند. از نقطه نظر مصالح مردم اين كشورها و بخاطر اهداف مشتركمان، ما بايد ظرفيت اين دولت‌ها را بالا ببريم تا بهتر حكومت كنند، نه آنكه آنها را باز هم تضعيف نماييم. علاوه بر اين خود نظريه تمركز سلسله مراتب، در دنياي سياسي بسيار پويا و شبكه‌وار، نابهنگام و بي‌مورد است، و بقاياي طرز تفكر قرن نوزدهم است.

 

43- به همان دليل، دولتها بايد درباره نقش دوگانه خود در دنياي فراگير و يكپارچه، آگاهي بيشتري پيدا كنند. علاوه بر مسئوليت‌هاي جداگانةاي كه هر دولت در مقابل جامعه خود دارد، دولتها به روي هم حافظ زندگي مشترك ما در اين كره زمين هستند، يعني زندگي‌اي كه شهروندان كليه كشورها در آن مشتركند. عليرغم هيجان و غوغاي نهادينه‌اي كه غالباً با موضوع جهاني شدن ربط داده مي‌شود، هيچ واحد ديگري كه بتواند با دولت رقابت كند يا جانشين آن شود وجود ندارد. بنابراين اگر قرار است جهاني شدن را با موفقيت اداره كنيم، پيش ازهمه چيز دولتها بايد طبق روشي كه با نقش دوگانه آنها سازگار باشد عمل نمايند.

 

44- اين امر به نوبه خود بدان مفهم است كه ساختارهاي تصميم‌گيري كه از طريق آن حكومت در سطح بين‌المللي اعمال مي‌شود بايد واقعيات زمان ما را به طور كلي منعكس نمايد. شوراي امنيت سازمان ملل يك مورد روشن است. تركيب شوراي امنيت كه بر مبناي توزيع قدرت و جبهه‌گيري 1945 است، نماينده كامل تنوع يا نيازهاي دنياي جامع و فراگير ما نيست. اين امر در موارد مهم اقتصادي نيز صادق است: كليه كشورها مصرف‌كنندگان آثار جهاني شدن هستند، و كليه آنها بايد نفوذ بيشتري در خود روند داشته باشند.

 

45- نقش منحصر به فرد ملل متحد در عصر جهاني جديد، از عضويت جهان  شمول و گستره آن، و نيز از ارزشهاي مشترك مندرج در منشور، ناشي مي‌شود. وظيفه ما اين است كه تضمين كنيم جهاني شدن منافعي در بر دارد، نه فقط براي بعضي بلكه براي همگان، اينكه صلح و امنيت دوام مي‌يابد، نه فقط براي معدودي بلكه براي تعداد زيادي؛ اينكه فرصت وجود دارد نه صرفاً براي مردم برخوردار از امتياز بلكه براي انسانهاي همه نقاط دنيا. مضافاً، لازم است سازمان ملل اختلافات بين كشورها را از لحاظ قدرت، فرهنگ، وسعت و منافع آنها رفع كند، و به عنوان مكاني عمل نمايد كه در آن اهداف مشترك بشريت تنظيم و به پيش برده شود. بيش از هر وقت، يك نظم بين‌المللي حقوقي محكم و قوي همراه با اصول و رويه‌هاي چند جانبگي لازم است تا قواعد اساسي يك تمدن جهاني در حال ظهور را تعريف كند، كه در آن جايي براي تنوع و تكثر غني موجود در جهان جهت اظهار نظر كامل وجود داشته باشد.

 

46- حكومت بهتر يعتي مشاركت بيشتر توام با جوابگويي. بنابراين قلمرو عمومي بين‌المللي، منجمله ملل متحد، بايد براي نقش آفرينان بسياري كه سهمي اساسي در اداره راه  به سوي جهاني شدن دارند ضروري است، بيشتر باز شود. بسته به موضوعات در دست اقدام اين نقش آفرينان ممكن است سازمان‌هاي جامعه مدني، بخش خصوصي، اعضاء پارلمان‌ها، مقامات محلي، انجمن‌هاي علمي، نهادهاي آموزشي و بسياري ديگر را در برگيرد.

 

47- شركت‌هاي جهاني در اين گستره عظيم موضع مهمي را اشغال مي‌كنند. آنها بيش از همه يك فضاي واحد اقتصادي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم را ايجاد كرده‌اند، تصميماتشان حاوي مضامين و تاثيراتي براي امكانات اقتصادي مردم حتي ملت‌هاي سراسر جهان مي‌باشد. حقوق آنها براي انجام عمليات جهاني، در نتيجه موافقتنامه‌هاي بين‌المللي و سياست‌هاي ملي به ميزان فراواني بسط يافته، ولي اين حقوق بايد توام با مسووليت بيشتر باشد، يعني با نظريه و رويه شهروندي جهاني. نشانه‌هاي شهروندي خوب ممكن است به اوضاع و احوال بستگي داشته باشد، ولي نشان دهنده يك جنبه مشترك است: يعني تمايل شركتها، در هرجا كه ممكن و مناسب باشد، براي تعقيب رويه‌هاي خوب بر طبق تعريف جامعه و گسترده‌تر، در عوض بهره‌گيري از نظام‌هاي مقرراتي ضعيف يا مواضع نابرابر كشورهاي ميزبان.

 

48- مفهوم جهان بيش از پيش يكپارچه همچنين نيازمند درجات جديدي از سياستهاي مرتبط و وابسته به هم است ضمن اينكه شكاف‌ها و فواصل بايد پر شود. لازم است ساختار مالي بين‌المللي و نيز رژيم تجارت چند جانبه تقويت شود. بايد بين سياست‌هاي اقتصاد كلان، بازرگاني، كمك مالي و زيست محيطي سازگاري بيشتري حاصل گردد تا تمامي آنها هدف مشترك ما مبني بر بسط منافع جهاني شدن را مورد پشتيباني قرار دهند. جلوگيري از مخاصمات، ايجاد صلح بعد از نزاع، كمك‌هاي بشردوستانه و سياست‌هاي توسعه بايد به نحو موثرتري در يكديگر ادغام شوند. به طور خلاصه بايد گفت كه با قطعات ناقص و ناسازگار خط مشي، بي‌نهايت مشكل است بتوان انتقال به سوي دنياي فراگير و يكپارچه را به نحو موفقيت‌آميزي هدايت كرد.

 

49- ترتيبات نهادي رسمي ممكن است غالباً فاقد دامنه، سرعت و ظرفيت اطلاعاتي باشند كه بتوانند همگام با دستور كار جهاني كه سريعاً در حال تغيير است پيش روند. بنابراين تجهيز مهارت‌ها و منابع نقش آفرينان متنوع جهاني، ممكن است به نحو فزاينده‌اي مستلزم ايجاد شبكه‌هاي جهاني موقتي و غير مستحكم خط مشي باشد كه از حدود ملي، نهادي و نظاماتي انضباطي فراتر رود. ملل متحد در موقعيت مناسبي است كه مي‌تواند اين قبيل ائتلافات براي تغيير غير رسمي را در حوزه‌هاي مسئوليت ما پرورش دهد. بسياري از شبكه‌ها مي‌توانند مجازي باشند كه بدين وسيله مي‌تواند بر محدوديت‌هاي معمولي كه توسط بعد مسافت و زمان تحميل مي‌شود فائق آيد. نقش اساسي كه ساختارهاي رسمي حكومت همچنان بايد ايفا كنند معياري و اصولي است، يعني تعريف اهداف، تدوين معيارها و نظارت بر رعايت آن.

 

50- از نقطه نظر ملل متحد، موفقيت در رويارويي با چالش‌هاي جهاني شدن در نهايت به معناي رفع نيازهاي مردم است. منشور به نام آنها نوشته شده، و تحقق آرزوهايشان همچنان ديد و آرمان براي قرن بيست و يكم است.
 

  

    د – نگراني‌هاي مردم

 

51- ولي ما مردم چه كساني هستيم؟ نگراني‌هاي ما چيست؟
52- بگذاريد براي لحظه‌اي تصور كنيم كه دنيا واقعاً يك ((دهكده جهاني)) است، و كنايه‌اي كه غالباً براي نمايش وارستگي عمومي به يكديگر به كار مي‌رود را جدي بگيريم. تصور كنيد كه اين دهكده 1000 نفر سكنه با كليه مشخصات نژاد انساني امروزه كه دقيقاً به همان نسبت توزيع شده دارد. اين دنيا به چه شكل خواهد بود؟ به نظر ما چالش‌هاي عمده آن كدام است؟

 

53- 150 نفر از ساكنين در ناحيه ثروتمند‌نشين دهكده و 780 نفر در محله‌هاي فقير‌تر زندگي مي‌كنند حدود 70 نفر در ناحيه‌‌اي به سر مي‌برند كه در حال انتقال است. درآمد متوسط هر نفر 6000 دلار در سال است و تعداد خانواده‌هاي با درآمد متوسط بيشتر از گذشته است. ولي 200 نفر 86 درصد از كل ثروت را در اختيار دارند، در حالي كه نيمي از روستانشينان با مبلغي كمتر از دو دلار در روز به سختي امرار معاش مي‌كنند.

 

54- تعداد مردان اندكي بيشتر از زنان است، ولي زنان اكثريت افرادي را  تشكيل مي‌دهند كه در فقر بسر مي‌برند. ميزان باسوادي بزرگترها روبه افزايش است. با اين حال حدود220 نفر از روستاييان ( كه دو سوم آنها زن هستند) بي‌سوادند. سه چهارم از 390 نفر كمتر از 20 ساله، در نواحي فقيرنشين زندگي مي‌كنند و بسياري از آنها دنبال كار مي‌روند كه وجود ندارد. كمتر از 600 نفر صاحب كامپيوتر و فقط 24 نفر به اينترنت دسترسي دارند. بيش از نيمي از مردم هرگز خود تلفن نكرده يا تلفني دريافت نداشته‌اند.

55 – اميد به زندگي در ناحيه ثروتمند نشين حدود 78 سال، در نواحي فقيرنشين 64 و در فقيرترين ناحيه فقط 52 سال است. هر كدام نسبت به نسل قبل بهبودي يافته، ولي چرا فقرا تا اين حد عقب‌مانده‌اند؟ علت اين وضع آن است كه در ناحيه آنها بيماري‌هاي واگير و سوء تغذيه خيلي بوده، و علاوه بر اين به آب سالم، بهداشت، مراقبت بهداشتي، مسكن كافي، تعليم و تربيت و اشتغال دسترسي ندارند.

56 – هيچ راه قابل پيش‌بيني براي حفظ صلح در دهكده وجود ندارد. بعضي از نواحي نسبتاً  امن بوده در حالي‌ كه نواحي ديگر داراي خشونت سازمان يافته است. در سالهاي اخير دهكده دچار فزاينده‌اي از بلاياي مربوط به آب و هوا شده، منجمله طوفان‌هاي غير منتظره و شديد و نوسان‌هاي ناگهاني از سيل به خشكسالي، در حالي كه درجه حرارت متوسط به نحو محسوسي بالا رفته است. شواهد و مدارك روزافزوني نشان مي‌دهد كه بين اين دو روند رابطه‌اي وجود دارد، و اينكه گرمي با نوع مقدار سوخت كه مردم و بنگاه‌هاي تجارتي مصرف مي‌كنند ارتباط دارد. گازهاي متصاعد شده كربني كه علت عمده گرم شدن است طي 50 سال اخير چهار برابر شده است. ميزان آب دهكده شديداً در حال نزول است، و به علت فرسايش خاك در نواحي اطراف و مجاور وسيله امرار معاش يك ششم ساكنين به خطر افتاده است.

 

57 – چند نفر بين ما به اين فكر نيفتاده كه تا چه مدت اين دهكده مي‌تواند به اين وضع ادامه دهد بدون آنكه اقدامي به عمل آورده و اطمينان حاصل كند كه كليه ساكنين آن مي‌توانند بدون ترس از گرسنگي، فارغ از خشونت، آشاميدن آب سالم، تنفس در هواي پاك و اطلاع از اينكه كودكانشان شانس واقعي در زندگي خواهند داشت، زندگي كنند؟

 

58 – اين سوالي است كه ما بايد در دنياي شش ميليارد نفري خود با آن روبرو شويم. در حقيقت ، سوالاتي از اين قبيل توسط شركت كنندگان جامعه مدني در جلساتي كه توسط كميسيون‌هاي منطقه‌اي سازمان ملل متحد براي تهيه مقدمات اجلاس هزاره، در آديس‌آبابا، بيروت، ژنو، توكيو و سانتياگو برگزار گرديد، مطرح شد.

 

59 – پاييز گذشته طي بزرگترين بررسي عقايد عمومي كه تا به حال انجام گرفته، يعني از 57000 بزرگسال در 60 كشور، گسترده در تمام شش قاره، احساست مشابهي ابراز شد (به قاب اول نگاه كنيد )

 

60 – نكته جالب آنكه، محوريت و اهميت حقوق بشر در انتظارات مردم از نقش آينده سازمان ملل متحد، هم در جلسات و هم در بررسي مورد تاكيد قرار گرفت. اظهار نظر مبني بر اين بود كه شيوه فعلي عملكردمخصوصاً توسط دولتها رضايتبخش نيست.

 

61 – پاسخ دهندگان در بررسي هزاره نظرات قاطعي درباره محيط زيست ابراز داشتند. حدود دوسوم آنان در سطح جهان گفتند كه دولت‌هايشان اقدام كافي جهت حفظ محيط زيست به عمل نياورده‌اند. فقط در 5 كشور از 660 كشور بود كه اكثريت مردم از اقدامات دولت در اين زمينه ابراز رضايت كردند‍. مردم در كشورهاي در حال توسعه بيش از همه انتقاد مي‌كردند.

 

62 – هم جلسات و هم بررسي يك ارزيابي كلي به سازمان ملل متحد داد. در نمونه برداري از افكار عمومي، دولت‌ها با مقايسه با ملل متحد حتي نمره كمتري گرفتند. در اغلب كشورها، اكثريت مردم اظهار داشتند كه انتخابات آنها آزاد و عادلانه بوده، ولي دوسوم پاسخ دهندگان احساس مي‌كردند كه با اين حال كشورشان با اراده مردم اداره نمي‌شود. بسياري از شهروندان حتي قديمي‌ترين دموكراسي‌ها ابراز عدم رضايت عميق مي‌كردند.

 

63 – اشتباه نكنيم. اجازه دهيد اشتباه رخ ندهد. ما موارد موفقيت آميز را نيز بيان مي‌كنيم و روندهاي مثبت را گزارش مي‌دهيم، و من به هر دو جنبه طي اين گزارش خواهم پرداخت.

براي مثال كنفرانس‌هاي جهاني سازمان ملل طي دهه 90 بنيان محكمي از اهداف و برنامه‌هاي اقدام بنا نهاد- در موارد محيط زيست و توسعه، حقوق بشر، زنان‌، كودكان، توسعه اجتماعي، جمعيت، اسكان بشر، و امنيت غذايي در سطح ملي، تجديد ساختار اقتصادي و اصلاحات سياسي بيش از همه زمان‌ها رايج شده است.

 

64 – ولي مردم دنيا به ما مي‌گويندكه با توجه به ميزان چالشهايي كه رو در روي ما قرار داردموفقيت‌هاي گذشته ما كافي نبوده است. بايد بيشتر و بهتر كار كنيم.

 

65 – چالش‌هايي را كه ذيلاً مورد تاكيد قرار مي‌دهم تمام قضيه نيست. من به مواردي كه از لحاظ كاربردي ( استراتژي ) اولويت دارد توجه كرده‌‌ام، مواردي كه به عقيده من در آن مي‌توانيم و بايد تفاوت واقعي ايجاد كنيم تا به مردم كمك شود زندگي خود را بهتر اداره كنند. چالش‌ها در سه رده كلي متمركز شده است. دو فقره از اين چالش‌ها اهداف بنيادين ملل متحد است كه هنوز بدان دست نيافته‌ايم: آسودگي خيال در مورد فراهم بودن نيازها و آسودگي خيال از برقراري امنيت. موقعي كه منشور نوشته شد، هيچكس تصور نمي‌كردكه سومين چالش يعني گذاردن يك آينده پايدار زيست‌محيطي در اختيار نسل‌هاي بعدي، به عنوان ترسناك‌ترين چالش تجلی خواهد كرد.

 

قاب اول

صداي مردم: بزرگترين افكار عمومي دنيا

در سال 1999 ، گالوپ اينترنشنال  يك بررسي هزاره از 57000 بزرگسال در 60 گشور را تقبل كرد و به انجام رساند.

آنچه در زندگي بيشترين اهميت را دارد.

مردم در تمام نقاط دنيا براي سلامتي و زندگي سعادتمندانه خانوادگي بيش از چيزهاي ديگر ارزش قائل شدند. در مواردي كه فعاليت اقتصادي ضعيف بود روي شغل تاكيد كردند.

در مواردي كه مخاصمات اتفاق  افتاده بود، مردم تمايل شديد نشان مي‌دادند كه بدون جنگ زندگي كنند. در موارد شيوع فساد، مردم آن را محكوم مي‌كردند.

حقوق بشر

پاسخ دهندگان از ميزان احترام نسبت به حقوق بشر، به طور وسيع اظهار عدم رضايت مي‌كردند.

در يك منطقه كمتر از يك نفر از ده شهروند اعتقاد داشتند كه به حقوق بشر كاملاً احترام گذاشته مي‌شود، در حالي كه يك سوم از آنها معتقد بودند كه اصلاً رعايت نمي‌شود.

تبعيض توسط يك نژاد و جنس از جمله نگراني‌هاي عمومي بود.

محيط زيست

دو سوم از كل پاسخ‌دهندگان اظهار داشتند كه ميزان اقدام دولتشان براي اصلاح مسائل زيست‌محيطي بسيار اندك بوده است.

پاسخ دهندگان كشورهاي روبه رشد از جمله اشخاصي بودند كه بيش از ديگران از اقدام دولت خود در اين زمينه انتقاد مي‌كردند.

سازمان ملل متحد

از بررسي چنين بر مي‌آيد كه به عقيده اغلب مردم سرتاسر دنيا، حمايت از حقوق بشر مهمترين وظيفه ملل متحد است. هر چه پاسخ‌دهندگان جوانتر بودند اهميتي كه براي اين هدف قائل مي‌شدند بيشتر بود.

حفظ صلح توسط سازمان ملل متحد و تامين كمك بشردوستانه نيز مورد تاكيد قرار گرفت.

رويهمرفته، كمتر از نيمي از مصاحبه شوندگان عقيده داشتند كه طرز عمل ملل متحد رضايت‌بخش است، ولي اكثريت جوانان نظر مساعد ابراز مي‌داشتند.

 

 

 

دموكراسي

در اغلب كشورها اكثريت مردم اظهار مي‌داشتند كه انتخاباتشان آزاد و عادلانه بوده است.

با وجود اين دو سوم كليه پاسخ‌دهندگان ابراز عقيده كردند كه كشورشان با اراده مردم اداره نمي‌شود. اين عقيده حتي در قديمي‌ترين دموكراسي‌هاي جهان نيز ابراز مي‌شد.

 

(2)    آسودگي خيال در مورد فراهم بودن نيازها

 

66- طي نيم قرن گذشته دنيا به منافع بي‌سابقه اقتصادي دست يافته است، كشورهايي كه فقط يك نسل پيش براي مبارزه با توسعه نيافتگي تلاش مي‌كردند اكنون به مراكز نيرومند پر سر و صداي فعاليت اقتصاد جهاني و رفاه داخلي تبديل شده‌اند. فقط طي دو دهه، 15 كشور كه مجموع جمعيتشان از 6/1 ميليارد نفر تجاوز ميكند، نسبت شهروندان خود را در فقر مفرط زندگي مي‌كنند را به نصف كاهش دادند. آسيا از بحران مالي سالهاي 1997 و 1998 به نحو شگفت‌انگيزي رهايي يافته و بدين ترتيب قدرت دوام اقتصاد خود را نشان داده است، هر چند كه بينوايان آسيا هنوز آنچه كه از دست داده‌اند باز پس نگرفته‌اند.

 

67- از جمله موارد موفق توسعه انساني از دهه 60 تاكنون مي‌توان به نكات زير اشاره كرد: افزايش اميد به زندگي (طول عمر) در كشورهاي رو به رشد از 46 به 64 سال، نصف شدن ميزان مرگ و مير كودكان؛ افزايش تعداد كودکاني كه در دبستانها ثبت نام كرده‌اند به ميزان 80 درصد؛ دو برابر شدن ميزان دسترسي به آب آشاميدني و خدمات بهداشتي اساسي.

 

68- در حالي كه تعداد بيشتري از ما از سطح زندگي بهتري نسبت به گذشته برخورداريم، بسياري از مردم هنوز در فقر شديد باقي مانده‌اند. نيمي از جمعيت دنيا هنوز مجبورند با مبلغي كمتر از دو دلار در روز بسر برند. تقريباً 2/1 ميليارد نفر (500 ميليون در جنوب آسيا و 300 ميليون در آفريقا) با كمتر از يك دلار درآمد در روز دست و پنجه نرم مي‌كنند (رجوع كنيد به نمودار 1؛ براي ساير موارد مربوط به فقر رجوع كنيد به نمودار2)، مردمي كه در آفريقا، جنوب صحرا زندگي مي‌كنند به همان اندازه 20 سال پيش فقيرند. اين چنين محروميت، بي‌نوايي، ياس، فقدان آزادي اساسي را به دنبال دارد كه به نوبه خود به فقر تداوم مي‌بخشد. از كل جمعيت كارگري 3ميليارد نفري دنيا 140 ميليون نفر كاملاً بيكارند و يك چهارم تا يك سوم بطور پاره وقت و يا با دستمزدي كمتر از آنچه كه استحقاق دارند كار مي‌كنند.

 

69- ادامه نابرابري درآمد طي دهه گذشته نيز ناراحت كننده است. در سطح جهان يكي ميليارد نفري كه در كشورهاي توسعه يافته زندگي مي‌كنند 60 درصد از درآمد دنيا را بدست مي‌آورند، در حالي كه 5/3 ميليارد نفر در كشورهاي كم درآمد كمتر از 20 درصد كسب مي‌كنند. بعضي كشورها نابرابري فزاينده داخلي را تجربه كرده‌اند، منجمله كشورهايي كه در حال انتقال از كمونيزم هستند. در دنياي در حال توسعه، شكاف و تفاوت درآمد در آمريكاي لاتين محسوس‌تر از ساير نقاط، و بعد از آن جنوب صحرا در آفريقا است.

 

 

نمودار 1- جمعيتي كه با مبلغي كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند

1998 – 1990 (ميليون نفر)

 

 

 

نمودار 2

معيارهاي فقر (ميليون نفر)

 

70- فقر مفرط اهانت به كل بشريت است كه مسائل ديگر را نيز وخيم‌تر ميكند. مثلاً كشورهاي فقير (بخصوص كشورهائي كه بين جوامع قومي و مذهبي آن نابرابري حاد وجود دارد)، احتمالاً بيشتر از كشورهاي غني درگير مخاصمات مي‌شوند. اغلب اين جنگ‌ها داخلي هستند، ولي تقريباً هميشه مسائلي براي همسايگان ايجاد مي‌كنند، يا اعطاي كمك‌هاي بشر دوستانه را الزامي مي‌نمايند.

 

71- علاوه بر اين كشورهاي فقير غالباً ظرفيت و منابع براي اجراي سياست‌هايي كه از لحاظ زيست محيطي صحيح باشد را ندارند. اين امر تاثير منفي در حفظ و پايداري وضع نامطلوب معيشتي آنها داشته و آثار فقر آنها را تشديد مي‌نمايد.

 

72- اگر مساعي خود را مضاعف و هم آهنگ نكنيم، فقر و نابرابري باز هم وخيم‌تر خواهد شد. جمعيت جهان اخيراً به مرز 6 ميليارد نفر رسيد و يك ميليارد آخر فقط طي 12 سال افزايش يافت. كه كوتاه‌ترين مدت در طول تاريخ بوده است. انتظار مي‌رود تا سال 2025، تعداد 2 ميليارد نفر ديگر هم افزايش يابد، كه تقريباً تمامي آن در كشورهاي رو به رشد، و اكثراً در فقيرترين كشورها خواهد بود. (رجوع كنيد به نمودار 3)، بايد از هم اكنون اقدام كنيم.

 

نموار 3

پيش‌بيني جمعيت جهان 2050 – 1950 (ميليارد نفر)

 

73- من از جامعه بين‌المللي در بالاترين سطح دعوت ميكنم (روساي دولتها و حكومتها در اجلاس هزاره) كه سياستي را تصويب كنند كه در نتيجه آن تا سال 2015 نسبت مردمي كه در فقر مفرط زندگي مي‌كنند نصف شود و بدين ترتيب بيش از يك ميليارد نفر را از آن وضع نجات دهند. همچنين تاكيد مي‌كنم كه براي رسيدن به اين هدف تا قبل از آن تاريخ در تمامي مناطق و كشورها از هيچگونه كوششي دريغ بعمل نيايد.

 

74- تاريخ درباره رهبران سياسي كشورهاي رو به رشد بر مبناي آنچه جهت از بين بردن فقر مفرط مردم خود انجام داده‌اند قضاوت خواهد كرد – يعني براساس اينكه به مردم خود امكان داده‌اند تا سوار قطار اقتصاد جهاني متحول كننده شوند، و اطمينان حاصل كنند كه همگي، اگر صندلي راحتي ندارند، لااقل جاي ايستادن داشته باشند. به همان ترتيب تاريخ درباره بقيه، بر مبناي آنچه جهت كمك به مردم فقير دنيا انجام داده‌ايم تا به طور منظم سوار آن قطار شوند، قضاوت خواهند كرد.

 

75- درباره آنچه بايد انجام‌پذيرد تا به اين هدف عالي برسيم اتفاق فزاينده‌اي وجود دارد. مي‌توان به اين هدف رسيد. ميل دارم توجه اجلاس را به موارد خاص جلب كنم.

 

الف- دستيابي به رشد پايدار

76- تنها اميد ما براي كاهش فقر به ميزان معنادار اين است كه به افزايش درآمد پايدار و جامع دست يابيم. جنوب آسيا، و از آن بيشتر جنوب صحرا در آفريقا مي‌بايست بهره قابل توجهي بدست آورند.

 

77- آخرين ارقام مربوط به فقر نشان دهنده اين چالش است، و حاكي از اين وضع است كه تعداد كل مردمي كه با يك دلار در روز امرار معاش مي‌كنند كاهش يافته است. يكي بررسي دقيق‌تر آشكار مي‌سازد كه اين امر تقريباً به طور كامل ناشي از پيشرفت در شرق آسيا مخصوصاً چين است، جايي كه تقليل فقر با ميزان بالاي رشد رابطه نزديك دارد. در واقع مطالعات اخير يك رابطه تقريباً كامل بين رشد و كاهش فقر در كشورهاي فقير را نشان مي‌دهد، مبني بر اينكه افزايش يك درصدي در توليد ناخالص داخلي موجب افزايش مشابهي در درآمد 20 درصد از فقيرترين افراد جمعيت مي‌گردد. فقط در جوامع با حادترين نابرابري‌ها رشد به فقرا سودي نمي‌رساند.

 

78- بنابر اين بعضي از اجزاء مهم موفقيت چيست؟

 

79- يكي از اجزاء، دسترسي فزاينده به فرصت‌هاي جهاني شدن است. كشورهايي كه به رشد بالا دست يافته‌اند آنهايي هستند كه در ادغام و يكپارچگي در اقتصاد جهاني و جلب سرمايه‌گذاري خارجي موفق بوده‌اند. طي 25 سال گذشته رشد سالانه آسيا و آمريكاي لاتين به ترتيب 7 و 5 درصد بوده است. كشورهايي كه از جهاني شدن كنار مانده‌اند بدترين وضع را داشته‌اند، و مشتمل بر قسمتهاي عظيمي از جنوب صحرا در آفريقا هستند.

 

80- بعضي اشخاص از آن بيم دارند كه جهاني شدن نابرابري را تشديد كند. رابطه بين اين دو پيچيده است. بجز اقتصادهاي در حال انتقال، افزايش اخير در اختلافات درآمد تا اندازه زيادي ناشي از تحولات در فن‌آوري بوده، كه بيشتر به نفع كارگران ماهر است. همانطور كه بر منابع اقتصادي ناشي از آموزش و مهارت افزوده مي‌شود، نابرابري درآمد اشخاصي كه بدان دست يافته و آنهايي كه بدان دست نيافته‌اند افزايش مي‌يابد. اين وضع هم در داخل كشورها و هم بين آنها صادق است. جهاني شدن ممكن است اين اختلافات را تشديد كند ولي موجب بروز آنها نمي‌شود. رقابت بيشتر جهاني نيز ممكن است كسب درآمد در كشورهايي كه دستمزد آنان نسبتاً بالاست را محدود سازد، ولي تا اين تاريخ اين اثر عمدتاً در كشورهاي صنعتي احساس شده است.

 

81- يك منبع عمده ديگر نابرابري در درآمد در داخل كشورها، تبعيض در دستمزد حقوق مالكيت و دسترسي به تعليم و تربيت بين مردان و زنان است. در اين مورد جهاني شدن ممكن است آثار مثبتي داشته باشد.

 

82- در كشورهاي در حال توسعه، نيروي كارگري شاغل در توليد جهاني، نوعاً شامل تعداد زيادي زن است، خواه در نساجي، الكترونيك، داده‌پردازي يا توليد قطعات رايانه‌ها. در بسيار از موارد اين زنان تحت شرايط و براي دستمزد وحشتناكي كار مي‌كنند كه ما بايد بكوشيم در آن بهبودي بخشيم. ولي صرف اشتغال آنها منافع مهمي در بردارد.

 

83- اين فرصت‌هاي جديد شغلي به زنان امكان مي‌دهد دامنه حق انتخاب موجود را بسط دهند، مثلاً مي‌توانند ازدواج را به تاخير بيندازند، و در نتيجه نرخ باروري غالباً كاهش مي‌يابد. آنها و فرزندانشان به تغذيه و مراقبت پزشكي و تعليم و تربيت بيشتر و بهتر دسترسي پيدا مي‌كنند. به موازات  افزايش نرخ بقا و ادامه زندگي كودكانشان، نرخ باروري باز هم كاهش خواهد يافت. افزايش در نرخ اشتغال و درآمد زنان نيز ممكن است به تغييراتي در ارزش اجتماعي دختران منجر گردد، بدين معني كه والدين و جامه به طور كلي تمايل بيشتري پيدا مي‌كنند كه دسترسي و امكانات بيشتري جهت تعليم و تربيت، مراقبت پزشكي و تغذيه براي دختران فراهم آورند.

 

84 – اكنون اين امر به نحو وسيعي پذيرفته شده كه موفقيت اقتصادي تا اندازه زيادي به كيفيت حكومت يك كشور بستگي دارد. جكومت مطلوب شامل اجراي قانون نهادهاي موثر دولتي، شفافيت و جوابگويي در اداره امور عمومي، احترام نسبت به حقوق بشر و مشاركت كليه شهروندان در تصميمات موثر در زندگي آنان است. با وجودي كه در مناسب‌ترين شيوه انجام اين امور ممكن است بحث‌هايي وجود داشته باشد، ولي در اهميت اين اصول اختلاف نظري وجود ندارد.

85 – هزينه‌هاي عمومي و سيستم مالياتي عادلانه و شفاف جزء كليدي ديگر است. در آمد كشور بايد عاقلانه به مصرف برسد تا به فقرا كمك كرده و سرمايه‌گذاري صحيح در زيربناي فيزيكي و اجتماعي براي همگان به عمل آيد. در مقابل مقررات شديد و سخت مانع از عمليات اقتصادي شده و رشد را كند مي‌سازد.

 

86 – رويه‌هاي بخصوصي با مفهوم مشخص وجود ندارد كه موجب استقرار يك حكومت مطلوب، شوند. اگر در يك كشوري كه از لحاظ منابع غني است و در يك منطقه فقير جهان واقع شده، ديكتاتورهاي نظامي يكي پس از ديگري سر كار آيند، و مثلاً تا مبلغ 27 ميليارد دلار از وجوه عمومي را منحرف سازند، به عمليات اقتصادي و فقرا به يك اندازه لطمه وارد خواهد آمد. مسئولين اين قبيل سوء استفاده‌ها و بانك‌هاي بين‌المللي كه در اثر اين بحران حريصانه وجوه خود را به مناطق امن منتقل مي‌كنند بايد جوابگو باشند.

 

87- - انواع ديگر فساد كه به صورت نهادينه در‌آمده خيلي كمتر افراطي بوده، ولي ممكن است انگيزه‌هاي اقتصادي را منحرف، رشد اقتصادي را محدود و به حمايت كمتري از فقرا منجر شود.

 

88– مخاصمات مسلحانه بيش از هر چيز ديگري براي نيل به اهداف دستيابي به رشد و مبارزه با فقرزيانبار است. اين بايد براي همه ما به نحوي غير قابل توصيف دردناك باشد كه ببينيم جنگي بين دو كشور از فقيرترين كشورهاي آفريقا مدت سه سال ادامه دارد، و در نتيجه آن 55000 نفر جان خود را از دست داده‌اند و قحطي 8 ميليون نفر از ساكنين يكي از اين كشورها را تهديد مي‌كند. منازعات داخلي در ساير نقاط آفريقا حتي مدت طولاني‌تري ادامه داشته و جان و وسيله امرار معاش ميليون‌ها آفريقايي را نابود كرده است.

 

89 – رشد پايدار و دامنه دار نيز مستلزم سرمايه‌گزاري در بهداشت و آموزش و ساير سياست‌هاي اجتماعي است. همايشهاي سازمان ملل در دهه 90 به طور مفصل به اين موضوعات پرداخت من توصيه مي‌كنم هم در بهداشت و هم در آموزش ابتكاراتي در نظر گرفته شود.

 

90 – مردم تحصيل‌كرده و سالم‌تر قدرت آنرا دارند كه انتخاب بهتري به عمل آورده و كامل‌تر زندگي كنند‌و اين امر آنها را مولدتر و اقتصادشان را رقابتي‌تر مي‌نمايد. همچنين كليه شواهد حاكي از آن است كه تعميم و تسري فرصت‌هايي برابر به زنان و دختران آثار متعددي بر تمامي خانواده‌ها و حتي جوامع دارد. به عنوان مكملي بر برنامه‌هاي اجتماعي جهان شمول‌، ناهار در مدارس و ساير ابتكارات هدفمند براي فقيران داراي مقاصد اقتصادي و اجتماعي است.

 

91 – بلاخره اينكه سطوح و انواع مناسب حمايت از ناحيه جامعه جهاني ( خصوصي و عمومي ) برايدستيابي به اهداف توسعه لازم است . من به اين بعد چالش بطور جداگانه‌اي خواهم پرداخت.

 

92 – بطور خلاصه، تجربه بعضي از واقعيات اساسي را مورد تاييد قرار مي‌دهد: براي تقليل فقر و نابرابري درآمد، رشد شرط لازم است ولي كافي نيست. مطمئن‌ترين راه نيل به رشد اين است كه ما به نحو موفقيت‌آميزي به اقتصاد جهاني دست يابيم. ولي اين امر بايد همراه با سياستهاي اجتماعي موثر باشد: پيشرفت در تعليم و تربيت همگان، بهداشت براي همه و برابري بين مرد و زن. موفقيت به بنيان محكم حكومت بستگي دارد، و نيز مستلزم حمايت خارجي است.

 

ب – ايجاد فرصت براي جوانان

 

93 – امروزه بيش از يك ميليارد نفر بين سنين 15 تا 24 سالگي هستند، و در واقع سن حدود 40 درصد از جمعيت دنيا كمتر از 20 سال است. بسياري از اين جوانان تاكنون خود بچه دارند يا در شرف بچه‌دار شدن هستند. اكثر جهش حاصله از افزايش نسل جوان ( حدود 98 درصد ) در جهان درحال توسعه رخ خواهد داد.

 

94 – مسائل جمعيتي سرنوشت نيست، بلكه چالشي دشوار است، نه صرفاً به خاطر تعداد مردم بلكه بيشتر به علت فقر و محروميتي كه در آن زندگي مي‌كنند، مگر اينكه ما از هم‌اكنون اقدام قاطعي به عمل آوريم. اگر من يك آرزو براي هزاره جديد داشته باشم، اين است كه اين چالش را به عنوان فرصتي براي همه تلقي كنيم، و نه يك بخت آزمايي كه در آن اكثراً بازنده‌ايم.

 

95 – جوانان منبع خلاقيت، انرژي، ابتكار، پويايي و تجديد اجتماعي هستند، زود فرا مي‌گيرند و خود را سريعاً تطبيق مي‌دهند. اگر به آنها امكان رفتن به مدرسه و كاريابي داده شود، خواهند توانست سهم عظيمي در توسعه اقتصادي و رشد اجتماعي ايفا نمايند.

 

96 – اگر در دادن اين فرصت‌ها به آنها كوتاهي كنيم، در بهترين حالت در اتلاف نابخشودني امكانات انساني شريك خواهيم بود، و در بدترين حالت در ايجاد نابساماني‌هاي جوانان بدون اميد سهيم خواهيم شد كه عبارتند از : از دست دادن روحيه و يك زندگي اجتماعي كه از لحاظ اجتماعي غير مولد، بلقوه مخرب ميباشد و نيز خود افراد، جوامع آنها و حتي دموكراسي‌هاي شكننده.

 

تعليم و تربيت

97- تعليم و تربيت كليه اقتصاد جديد جهاني است، از دبستان گرفته تا آموزش در طول عمر، تعليم و تربيت در توسعه، پيشرفت اجتماعي و آزادي انساني نقش محوري ايفا مي‌كند.

 

98- طي نيم قرن گذشته سطوح آموزشي در كشورهاي در حال توسعه به نحو چشمگيري بالا رفته است. در واقع كاهش سريع فقر در شرق آسيا تا اندازه زيادي مرهون سرمايه‌گذاري در تعليم و تربيت است. ولي هنوز راه درازي در پيش داريم. در حالي كه اكثريت كودکان جهان در مدرسه تحصيل مي‌كنند بيش از 130 ميليون كودك در سنين دبستان در كشورهاي در حال توسعه به مدرسه نمي‌روند، كه بيش از نيمي از آنها در بنگلادش، پاكستان، نيجريه و اتيوپي زندگي مي‌كنند.

 

99- علاوه بر اين براي آنكه خانواده‌هايي كه در فقر زندگي مي‌كنند قادر به ادامه حيات باشند، 250 ميليون كودك 14 ساله و كمتر، كه دانش‌آموز هستند يا اصلاً مدرسه نمي‌روند در حال حاضر كار مي‌كنند، و غالباً تحت شرايط خطرناك و ناسالم هستند. آنها در مغازه‌هاي شهري، در مزارع يا به عنون مستخدمين خانگي رنج مي‌كشند. در خيابان‌هاي شهرها آدامس مي‌فروشند يا كفش مردم را واكس مي‌زنند، از بدنه‌هاي خطرناك معادن به سختي پايين مي‌روند، شمار زيادي از آنها اجير شده يا براي خدمات جنسي به فروش مي‌رسند. اكنون كه دولتهاي عضو، كنوانسيون سازمان جهاني كار درباره بدترين انواع كار كودك را به تصويب رسانده‌اند، بايد آن را به طور كامل به مورد اجرا بگذارند.

 

100- تامين تعليم و تربيت ابتدايي براي 130 ميليون كودك در كشورهاي در حال توسعه كه اكنون از آن برخوردار نيستند، حدوداً مبلغ 7 ميليارد دلار در سال و براي مدت 10 سال به هزينه آموزش خواهد افزود. علاوه بر اين ساختمان لازم است. مدارس بايد قابل دسترسي بوده، معلمين واجد شرايط داشته باشد، و وسايل مفيد مانند كتب درسي و لوازم در اختيار فقيران قرار دهد.

 

101- حدود 60 درصد از كودكان محروم از تحصيل دختر هستند. ثبت نام دختران در مناطق روستايي همچنان به نحو وحشتناكي پايين است. فريب دختران نه تنها يك مسئله تبعيض جنسي است، بلكه بخشي از اقتصاد بد و سياست اجتماعي نامطلوب نيز هست. تجربه به كرات نشانداده كه سرمايه‌گذاري در تعليم و تربيت دختران مستقيماً و سريعاً به تغذيه بهتر براي كل خانواده، مراقبت پزشكي بهتر، كاهش باروري، تقليل فقر و عمل اقتصادي بهتر تبديل خواهد شد. در واقع رهبران جهان در همايش‌هاي ملل متحد تصديق كرده‌اند كه بدون توجه فوري و مداوم به تعليم و تربيت دختران نمي‌توان بر فقر فائق شد.

102- با اين حال تفاوت بين تعداد پسران و دختران مدرسه در 47 كشور حتي در سطح دبستان هنوز زياد است. در بعضي موارد اقدام در جهت افزايش تعداد كل ثبت نام كنندگان موجب افزايش اين اختلاف شده است.

 

103- خانواده‌هايي كه در فقر بسر مي‌برند، با انتخاب شاق و طاقت فرسا مواجه مي‌شوند تحصيل در مدرسه غالباً گران است، دختران منبع سنتي خدمات رايگان خانگي مي‌باشند، و والدين مطمئن نيستند كه يك دختر تحصيل كرده به اندازه يك پسر تحصيلكرده براي خانواده مفيد واقع شود. براي آنكه خانواده‌ها بر اختلاف بين اولويتهاي خانواده و اولويت‌هاي كل جامعه فائق آيند، به حمايت جوامع محلي و دولتهاي خود با پشتيباني كل جهان نياز دارند. ايجاد فرصتهاي اشتغال براي زنان تاثير مشابهي دارد.

 

104- دسترسي عمومي و جهاني به تحصيلات ابتدايي و متوسط امري حياتي است و فقط با از بين بردن تفاوت بين دختران و پسران مي‌توان بدان دست يافت. يونيسف با كمك ساير شركاي ملل متحد به ابتكاري دست زده كه هر دو سطوح ابتدايي و متوسط را در بر مي‌گيرد. موفقيت آن به راهكار و برنامه‌اي ملي و حمايت مالي بين المللي بستگي دارد. من از تمام دولتها درخواست مي‌كنم كه براي توفيق اين امر با ما همكاري نمايند، و پيشنهاد مي‌كنم گام ديگري برداريم.

 

105- من از اجلاس هزاره درخواست مي‌كنم كه اهداف مبتني بر كاستن از اختلاف جنسيتي موجود در تحصيلات ابتدايي و متوسط تا قبل از سال 2005 را مورد تاييد قرار دهند، و اطمينان حاصل نمايند كه تا قبل از 2015 كليه كودكان تحصيلات ابتدايي را بطور كامل به پايان برسانند.

 

اشتغال

106- تعليم و تربيت اولين قدم است. ايجاد فرصتهاي اشتغال گام بعدي است.

 

107- دنيا مواجه با چالش عمده بيکاري جوانان است، و با جهش تعداد جوانان در آينده وضع احتمالاً وخيم‌تر خواهد شد. طبق برآورد سازمان جهاني كار 60 ميليون جوان جوياي كارند ولي پيدا نمي‌كنند كه 80 درصد آنها در كشورهاي روبه رشد يا اقتصادهاي در حال انتقال هستند. احتمال بيكار بودن جوانان 15 تا 24 ساله دو برابر احتمال بيكاري بزرگسالان است و در پاره‌اي از كشورهاي در حال توسعه اين نسبت بالاتر است. كارگران جوان احتمالاً آخرين نفراتي هستند كه استخدام و اولين نفراتي هستند كه اخراج مي‌شوند و كمتر مورد حمايت قانون قرار مي‌گيرند.

 

108- بيكاري جوانان مي‌تواند مخرب باشد، و دولتها به طرق مختلف كوشيده‌اند با آن مقابله نمايند. ولي سياستهايي كه براي جوانان تدوين شده منجمله استخدام ترجيحي، تا حدود زيادي ناموفق بوده، به اين دليل ساده كه از لحاظ اقتصادي ناپايدار است.

 

109- در اينجا مشكل تقاضاي كلي غير كافي مطرح است. اقتصادهاي كم رشد نمي‌تواند فرصتهاي اشتغال به ميزان كافي جهت استخدام جوانان خود ايجاد نمايد. اين عدم موفقيت به نوبه خود رشد را كاهش و فقر را تداوم مي‌بخشد. تاكنون هيچكس راه حل ساده و آشكاري براي اين دور كه به خودي خود تداوم دارد پيدا نكرده است.

 

110- من همراه با روساي بانك جهاني و سازمان جهاني كار يك شبكه خط مشي در سطح بالا درباره اشتغال جوانان تشكيل مي‌دهم، و براي اين كار از سازنده‌ترين رهبران صنايع خصوصي، جامعه مدني و سياست اقتصادي استفاده مي‌كنم كه روندهاي قابل تصور در مورد اين چالش دشوار را مورد بررسي قرار دهند.

 

111- من از اين شبكه خط مشي درخواست خواهم كرد يك سري توصيه‌هايي پيشنهاد كند كه بتوانيم آن را ظرف يك سال به رهبران جهان منتقل نماييم. منابع احتمالي راه حل شامل اينترنت و بخش غير رسمي مي‌باشد، مخصوصاً سهمي كه موسسات كوچك مي‌توانند در ايجاد اشتغال ايفا نمايند.

 

ج- ترويج بهداشت و مبارزه با ايدز.

112- در دهه‌هاي اخير، نوآوري پزشكي، پيشرفت در مراقبتهاي پايه‌اي بهداشت و سياستهاي توانمند اجتماعي افزايش چشمگيري در طول عمر و كاهش قابل ملاحظه‌اي در مرگ و مير كودكان به دنبال داشته است. بهداشت بهتر، به نوبه خود، موجب رشد اقتصادي شده و در همين حال فقر و نابرابري درآمد را تقليل مي‌دهد. در واقع سرمايه‌گذاري در مراقبت پزشكي مخصوصاً براي مستمندان كه جهت امرار معاش عمدتاً متكي به كار خود هستند، مفيد است.

 

113 – همه مناطق به يك سطح پيشرفت دست نيافته‌اند. شرق آسيا بهترين وضع و جنوب صحرا در آفريقا بدترين وضع را داشته‌اند.

يكي از دلايل اساسي كه مستمندان همچنان فقير مي‌مانند اين است كه به مراقبتهاي پزشكي دسترسي ندارند. در اكثر كشورهاي كم در‌آمد هزينه بهداشت براي هر شخص كمتر از مبلغ 10 دلار است. در آفريقا بار سنگين بيماري نه تنها خانواده‌ها را ملزم مي‌سازد كه از منابع ناچيز خود زياده از حد استفاده كنند، بلكه آنها در يك دام باروري بالا، مرگ و مير و فقر زياد گرفتار مي‌كند.

 

114 – در سالهاي اخير در پاره‌اي از اقتصادهاي در حال انتقال، اميد به زندگي شديداً سقوط كرده، كه خود كاهش هزينه مراقبت پزشكي و تحليل و سايش كلي خدمات اجتماعي را منعكس مي‌نمايد.

 

115 – با وجودي كه بيش از مبلغ 56 ميليون دلار در سال براي تحقيقات پزشكي به مصرف مي‌رسد، ولي كمتر از ده درصد آن براي مسائل بهداشتي به كار مي‌رود يعني مسايلي كه بر 90 درصد از مردم جهان تاثير مي‌گذارد. ذات‌الريه، اسهال، سل و مالاريا، كه همگي موجب نگراني كشورهاي در حال توسعه است، كمتر از يك درصد تحقيقات بهداشتي در سطح جهان را به خود اختصاص مي‌دهند.

 

116 – نتايج تكان دهنده است. تنها مالاريا هر دقيقه در هر روز جان دو نفر كه، اكثراً كودكان كمتر از پنج سال و زنان باردار هستند را مي‌گيرد. شايسته است از مبارزه كنترل مالاريا، كه توسط سازمان بهداشت جهاني رهبري مي‌شود حمايت كامل بعمل آوريم، زيرا منظور آن مهار و پيشگيري اين بيماري مهلك است.

 

117 – بطور كلي، دسترسي دامنه‌دار به دارو و واكسن‌هاي اساسي و نيز شيوه‌هاي آسان و مقرون به صرفه‌اي از قبيل تورهاي اطراف رختخواب ( پشه‌بند ) كه روي آن حشره‌كش پاشيده شده، مي‌تواند نرخهاي بالاي مرگ و مير و ناتواني مردم فقير سرتاسر جهان را تا ميزان زيادي كاهش دهد.

 

118 – بررسي تمام چالشها خارج از محدوده اين گزارش است. ميل دارم به يك بحران بهداشتي كه تهديدي بر عليه يك نسل همچنين عليه موفقيت توسعه انساني است، و سريعاً دارد به يك بحران اجتماعي در مقياس جهاني تبديل مي‌شود اشاره كنم، يعني گسترش ايدز.

 

119 – از اوايل دهه 70 حدود 50 ميليون نفر دچار عفونت HIV شده‌اند، كه 16 ميليون نفر آنها مرده‌اند.تنها در سال 1999 ، تعداد 6/5 ميليون نفر به ويروس ايدز HIV آلوده شدند، كه بيش از نيمي از آنان كمتر از 25 سال داشتند. اين بيماري به شدت به جوانان حمله مي‌كند. و بدترين اثر آن در كشورهاي فقير متمركز شده و مجال وحشتناكي براي بسط و سرايت دارد.