فصل يكم

 

مسئله فلسطين پيش از تأسيس سازمان ملل

فلسطين تحت قيمومت جامعه ملل، سال 1922

به هنگام پايه‌گذاري سازمان ملل در 24 اكتبر 1945 سرزمين فلسطين هنوز به وسيله پادشاهي متحده بريتانياي كبير و ايرلند شمالي براساس مجوز قيمومتي اداره مي‌شد كه در سال 1922 از سوي جامعه ملل دريافت كرده بود.

از جمله مسايلي كه بايد توسط حكومت قيم مورد رسيدگي قرار مي‌گرفت، موضوع (ايجاد) مأوايي يهودي در فلسطين بود.  مهاجرت فزاينده يهوديان به فلسطين درپي آغاز جنگ جهاني دوم به شدت مورد مخالفت و اعتراض ساكنان عرب قرار گرفت كه در نيمه دهة چهل ميلادي حدود دو سوم از جمعيت دو ميليوني اين سرزمين را تشكيل مي‌دادند. انگلستان در رويارويي با افزايش و تشديد خشونتها در فوريه 1947 تصميم گرفت مسئله فلسطين را به سازمان ملل متحد احاله كند.

با عطف توجه و اذعان به مطلوبيت توافقي اوليه در فلسطين، انگلستان خواستار برگزاري نشست ويژه مجمع عمومي براي تشكيل واعزام كميته‌اي ويژه براي انجام بررسيهاي مقدماتي درباره مسئله فلسطين جهت ملاحظه مجمع عمومي در نشست عادي آتي آن شد. 

نخستين نشست ويژه مجمع‌عمومي، 1947

در نخستين نشست مجمع عمومي كه در تاريخ 28 آوريل 1947 آغاز شد، كميته ويژه امور فلسطين تشكيل گرديد. پنج كشور عربي ( مصر، عراق، لبنان، عربستان‌سعودي و سوريه) به شكل ناموفقي كوشيدند موضوع انقضاء قيمومت بر فلسطين و صدور اعلاميه استقلال آن را در دستور كارنشست ويژه مجمع عمومي بگنجانند. موضوع يهوديان از سوي آژانس يهود براي فلسطين مطرح و پيگيري مي‌شد، در حالي كه كميته سران عرب نقش سخن‌گويي اعراب فلسطين را ايفا مي‌نمود. 

ايجاد انسكاپ (UNSCOP)

مجمع عمومي در يك نشست ويژه، كميته ويژه سازمان ملل در امور فلسطين (UNSCOP) را ايجاد كرد. اين كميته از 11 دولت عضو تشكيل يافته و مأمور تحقيق درباره همه مسايل مرتبط با مشكل فلسطين و نيز ارايه راه حلهايي بود كه بايد مورد توجه مجمع‌عمومي در نشست عادي سپتامبر 1947 قرار مي‌گرفت. اين كميته در خلال بررسيهاي دو ماه و نيم خود به فلسطين، لبنان، سوريه و ماوراء اردن رفت و همچنين از اردوگاههاي آوارگان يهودي در اتريش و آلمان كه به واسطه جنگ جهاني دوم زندگيشان تباه شده و تراژدي يهوديان اروپايي را در رژيم نازيسم تجربه كرده بودند، بازديد به عمل آورد.

در حالي كه سازمانهاي يهودي با انسكاپ در بررسيها و چاره‌ جويي‌هاي آن همكاري مي‌كردند، رهبري فلسطيني‌ها در كميته سران عرب به دليل اينكه سازمان ملل بررسي مسئله استقلال (فلسطين) را رد كرده و در تفكيك موضوع پناهندگان يهوديان اروپايي از مسئله فلسطين شكست خورده است، از همكاري با انسكاپ خودداري ورزيد. كميته سران عرب اعلام كرد كه حقوق طبيعي اعراب فلسطيني امري بديهي بود و بايد به رسميت شناخته مي‌شد و لذا نمي‌توان همچنان آن را موضوع بررسي و تحقيق دانست.

رهبران يهودي در برابر انسكاپ ادعا كردند كه موضوع دولت يهودي در فلسطين و مهاجرت نا محدود كاملاً به هم پيوسته و غيرقابل تفكيك‌ هستند. اعراب كه توسط مجمع دولتهاي عرب نمايندگي مي‌شدند، به دنبال ايجاد بدون درنگ فلسطين مستقل در كرانه باختري رود اردن بودند.

انسكاپ در 31 اوت 1947 كار خود را با توافق براي پايان بخشيدن به قيمومت، اصل استقلال و نقش سازمان ملل به پايان رسانيد، هر چند در زمينه حل و فصل مسئله فلسطين اجماعي وجود نداشت. بيشتر اعضاي كميته توصيه كردند كه فلسطين ميان دو دولت عرب و يهودي تقسيم و موقعيتي ويژه براي شهر بيت‌المقدس در نظر گرفته شود، به گونه‌اي كه توسط يك مرجع قانوني تحت نظر سازمان ملل اداره شود. اين سه حوزه مستقل بايد در يك واحد اقتصادي باهم متصل و مرتبط شوند. طرح اقليت، ناظر بر ايجاد يك ساختار فدرالي مستقل متشكل از دولت فلسطيني و يهودي و بيت‌المقدس به عنوان پايتخت فدراسيون بود. استراليا با اين ادعا كه توصيه‌هاي كميته فراتر از صلاحيت قانوني آن است، از شركت در رأي‌دهي درباره هر دو طرح خودداري ورزيد.

نكته‌هايي از اسناد سازمان ملل

تقسيم فلسطين: دو پيشنهاد

كميته ويژه فلسطين در سال 1947 دو پيشنهاد را در خصوص مسئله فلسطين مورد توجه قرار داد. در اينجا پيشنهاد اقليت و اكثريت و ويژگيهاي عمده آنها ارايه شده است. 

پيشنهاد اقليت: دولت فدرال فلسطين

 دولت مستقل فلسطين: مردم فلسطين در زمينه به رسميت شناخته شدن حقوقشان مبني بر استقلال داراي حق هستند و دولت فدرال مستقل فلسطين بايد متعاقب يك دوره انتقال كه بيش از سه سال طول نكشد، ايجاد شود.

دولت فدرال مستقل فلسطين بايد از دو دولت عربي و يهودي تشكيل يابد.

در خلال دوره انتقالي يك مجلس مؤسسان به وسيله مردم فلسطين انتخاب و اين مجلس نيز به تدوين قانون اساسي دولت فدرال فلسطين خواهد پرداخت.

به محض تأييد تدوين قانون اساسي توسط مجلس مؤسسان از سوي مرجع رسمي اداره كننده سرزمين فلسطين، مجمع‌عمومي بايد استقلال دولت فدرال مستقل فلسطين را اعلام نمايد.

تنها يك مليت فلسطيني وجود خواهد داشت كه به اعراب، يهوديان و ديگر اتباع اعطا خواهد شد.

بيت‌المقدس كه پايتخت دولت فدرال فلسطين خواهد بود با هدف اداره محلي آن متشكل از دو شهرداري مجزا خواهد بود كه يكي از آنها مربوط به بخشهاي عرب‌نشين شهر از جمله محلات مستقر در محدودة ديوارها خواهد بود و ديگري مربوط به مناطقي كه در آنجا اكثريت با ساكنان يهودي است. 

پيشنهاد اكثريت: تقسيم توأم با وحدت اقتصادي

تفكيك و استقلال: فلسطين در چارچوب مرزهاي كنوني‌اش پس از يك دوره انتقالي دو ساله  از تاريخ 1سپتامبر 1947 به دو دولت مستقل عربي و يهودي و شهر بيت‌المقدس تقسيم شود.

استقلال هريك از دولتها طبق درخواست آنها و تنها پس از تدوين قانون اساسي كه طبق اعلاميه به سازمان ملل اعلام خواهد شد، اعطا خواهد شد. اين اعلاميه بايد متضمن تضمينهاي مشخص باشد و توافق‌نامه‌اي را امضا كرده باشد كه طبق آن وحدت اقتصادي فلسطين را ايجاد نمايد و نظامي از همكاري بين دو دولت و شهر فلسطين را مستقر سازد.

شهروندي: شهروندان فلسطين، اعراب و يهودياني كه داراي شهروندي فلسطيني نيستند، اما ساكنان اين سرزمين‌اند، براساس به رسميت شناختن استقلال بايد به شهروندي دولتي درآيند كه در قلمرو آن به سر مي‌برند.

وحدت اقتصادي: يك توافق‌نامه بايد بين دو دولت ايجاد شود. … كه فوراً بدون طي مراحل تصويب تأييد و تثبيت شود. اين توافق‌نامه شامل تمهيداتي براي ايجاد وحدت اقتصادي فلسطين خواهد بود.

جمعيت: آمار ارايه شده در زمينه توزيع جمعيت ساكنان در دو دولت پيشنهادي به صورت تقريبي عبارتند از: 

 

يهوديان

اعراب و سايرين

جمع

دولت يهودي

دولت عربي

شهر بيت‌المقدس

498000

10000

100000

407000

725000

105000

905000

735000

205000

به علاوه، در دولت يهوي حدود 90 هزار عرب بدوي وجود خواهد داشت …

بيت‌المقدس: شهر بيت‌المقدس تحت يك نظام قيمومت بين‌المللي از طريق يك موافقتنامه قيمومتي اداره مي‌گردد كه از سوي سازمان ملل به عنوان مسئول اداره كننده فلسطين ارايه خواهد شد.  

منبع:

The Origins and Evolution of the Palestine Problem, 1917-1988, United Nations, 1990, p. 115.